حقوق و وجایب زن از دیدگاه اسلام - وزارت ارشاد، حج و او قاف

حقوق و وجایب زن از دیدگاه اسلام

 تهیه کننده: ذبیـح الله "فـائـز" ونورالحق پروانی کارشناسان آمریت طرح وتوسعه پالیسی ها!

اهداءبه خواهران مسلمان

                              حقوق ووجایب زن ازدیدگاه اسلام :

الحمد لله رب العلمین والصلاة والسلام علی رسول خیر خلقه ونورعرشه افضل الانبیای والمرسلین وعلی آله واصحابه اجمعین.

  وزارت ارشاد،حج واوقاف جمهوری اسلامی افغانستان بتأسی ازپالیسی دینی وفـــرهنگی خویش همواره ازهراقدام بجا ومفید درجهت ارتقای سطح دانش علمی وفـرهنگی هموطنان سعی وتلاش رامبذول میدارد.

بدون شک عوامل بروزناهنجاری ها،خشونت علیه زن،تبعیض وعقب مانده گی های مردم به خصوص بلند رفتن گراف خشونت علیه زنان، ناشی ازپایین بودن میزان آگای های د ینی مردم ازتعا لیم والای اسلامـی،

فـقر وبیسوادی وبعضاً مشکلات اقتصادی وفــرهنگی می باشد، به منظور رفع این چا لش هـا ورسیدن بـه مـدارج ترقی وتکا مل اسلامی با ید گامهای اساسی را درجهت بـرآورده ســاختن اهـداف والای اســـلامی برداریـم.

این مامول زمانی برآورده خواهد شد که زمینه را برای آگاهی دهی ارشادات اسلامی،تهیه ونشرآثارحقوقی اسلامی درروشنی آیات کلام الله مجید واحادیث نبوی(صلی الله علیه وسلم) مهـیا نموده وغـرض استفاده هموطنان قـراردهیم.

  یکی ازمسایل ودغدغه های مهم جهانی، موقف وجایگاه زن درجوامع مختلف به خصوص قراءوقصبات دورافتاده افغا نستان بوده که بنا برموجود یت عرف وعنعنات نا پسند زن همواره مورد تهد ید وتعدی قرار گرفته است.

     بناأً بخاطـرتوانمند سازی زنان درقـدم اول وظیفه علمای کرام است که ازطریق منا برمساجد مردم را آگاهی دینی بدهـند .

  ازدهه ششم قرن بیستم بدین سو، جنبشهای مدافع حقوق زنان،پیشرفت ها وامتیازات زیادی را کسب نموده اند باوجود آن هم دربسیاری ازنقاط جهان که فرهنگ مرد سالاری تاهنوزبرتفوق مردان نسبت به زنان اتکاء

وبا ور کامل دارند، واین تفوق طلبی هـا پیشرفت هارا محکوم به فراز ونشیب های فـــراوان ساخته اســـت.

 

(2)

   ولی این درحالی است که قرآن کریم به عنوان محکم ترین منابع تعالیم والای اسلامی اکیداً حقوق ووجایب زنان رادرتمام سطوح زنده گی شان برملا ساخته است،باوجود نگرانی قرآن کریم نسبت به موضوع فرهنگ

مرد سالاری دربرخی جوامع مسلمان به ویژه درجنوب آسیا وحتی بسیاری نقاط جهان عامل شیوع تصورات نابجا ورفتارها ی خشن وناگواری ناشی ازآن دربرابرزنان ودختران شده است.

 تعداد بی شماری از زنان باوجود اینکه برخی ازایشان تحصیل کرده هم بوده ومشکلات اقتصادی نیز ندارند

قادر نیستند تاخودرا ازترس وهم واحساس گناه ا یکه،جسم،روح،دل وافکارشان رااسیر کرده است آزادکنند.

 د لیل عمده این رکود درعـدم آگاهی ایشان ازآموزه های ناب وحقیقی اسلام دررابطه به خود آنها است وآنها نمی دانـند کـه زن ومـرد درپیشگاه خـداوند(جل جلاله ) یکـسان حـق دارنـد وزنان نـیزهمچون مـردان افـتخـار

تقرب به پیشگاه خداوند  (جل جلاله ) و مکرم بودن نزد اوتعالی (جل جلاله ) را داشته وهردو به تأسی ازاوامـر قرآن عظیم الشأن مکرر اً به انجام امر به معروف ونهی ازمنکرخطاب شده اند،هدف ازین نوشتارواضیح ساختن پیام های حقیقی اسلام درباره حقوق ووجایب زنان ودختران می باشد.

ای خواهر تو نیمی ازپیکراجتماع هستی که خداوند   (جل جلاله )  درآیات متعدد وپیامبر اکرم (صلی الله علیه وسلم) دراحادیث بیشماری تورا مُونس وهمکار مرد معرفی کرده است.

  بناأً صمیمانه آرزومندم که این نوشتار مدافع حقوق زنان ودختران درپرتوارشادات اسلامی باشد که ذیلاً

     ارائه میگردد.

1-  ذکرابتدای آفرینش،

آفرینش درقرآن کریم به عنوان یک واقعه مهم وتاریخی که درابتـدا اتفاق افـتاده است بیان نمی شود، بلکه به عنوان یک روند که همواره درجریان است بحث میگردد.

قرآن کریم برای شناخت بهتر ودرک ویژه اهمیت آفرینش نخستین درآیه (28) سوره بقره- آیه (24) سوره نمل- آیات (19) و20 سوره عـنکبوت وآیه (25 ) سوره فاطـر ذیلا ارشاداتی دارد که می فرماید:         (کیف تکفرون بالله وکنتم امواتاً فأحیاکم ثُم یُمیتکم ثُم یحیکم ثم الیه تُرجعون).

 

(3)

ترجمه: شما چیزهای بیجان ومرده گان بودید که خدا شما را بیافرید وجانتان بخشید،سپس شما را می مـیراند وبعد ازان زنده تان میگرداند وآنگاه بسوی او برگردانیده می شوید.

ودرجای دیگری می فرماید:

(امـن یبدألخلق ثُم یعیده ومن یـرزُقکم من السماء والارض االاه مع الله قُـل هـا تو بُـرها نکم ان کنتم صادقـین).

ترجمه: آیا معبودهای دروغین شما بهتر است یاکسیکه آفـرینش را می آغازد- سپس اورا برگشت می دهـد وکسیکه شمارا ازآسمان وزمین روزی عـطا میکند- حال با توجه به قـدرت آفـرینش یزدان ونـظم ونـظام موجود درپدیده های جها ن واقرار عقل سالم یه زنده شدن دوباره مردمان درد نیای جاویدان، آیا معبود ی باخـدا است.

ای پیغبربه ایشان بگو دلیل وبرهان خودرا بیان دارید اگرراست گویانید که جزخدا معبود های دیگری هم وجود دارد.

ودرجای دیگری میفرماید:

(اولم یرو کیف یبدی الله الخلق ثم یعیده ان ذالک علی الله یسیر(19) قل سیروفی الارض فـا نظروکـیف بداالخلق  ثُم الله یُنشی النشأة الآخرة ان الله علی کل شیئٍ قدیر).

ترچمه: آیا ندیده اند که خدا چگونه آفرینش را می آغازد وسپس آنرا بازمیگرداند این کاربرای خدا سهل وآسان است.

بگـو درزمین بگردیـد وبنگرید که خدا چگونـه درآغاز مـوجودات را پدید آورده است، چه، رنگ، بـو،سـیما وویـژه گی هـا بـه هـریک داده است وچـه اسرار درانهـا بـه ودیعـت نـهـاده است تـا ازمـشاهـده اشـیا پـی بـه رازورمزآنها ببرید ودربرابر قدرت مافوق تصورآفریده گارشان سرتسلیم فرود آورید وبدانید کسیکه اول این جهان را ازنیستی بـه هستی درا ورده است بـعداً هـم جهان دیگررا پدید می آورد چراکه خدا به هـرچیز توانا اسـت.

ودرجای دیگری میفرماید: (الذی احلٌنا دارالمُقامة من فضله لا یمسّنا فیها نصب ولایمسنا فیها لُغوب).

ترجمه: خداوندیکه درپرتوفضل ولطف خویش مارا درسرای اقامت ومانده گاری جای داد دران هیچ گونه رنگ ومشقت جسمانی وهیچ گونه ناتوانی ودرمانده گی روحانی به ما  دست نمی  دهد.

(4)

به هرحال قرآن آبستن مفاهیم، پیام های خلقت نخستین بزرگداشت وتقدیر است، یکی ازمفاهیم غالب درقرآن کریم  اشاره بـه آفـرینش الهی به عـنوان نـشا نـه ها( آیات) بــرای کسانی است که درجستجوی حـق هســتـند

 وایمان به خداوند( جل جلاله) دارند،همان خدائیکه به تنهایی خلق کرد،آفـریدوآشکارساخت  ،متجلی ساخت وبه ظهور رسانید وآفرینش ابتدایی آنچه که میان آسمان ها وزمین است.

نبود داستان قبرغه درقرآن:

داستان قبرغه حضرت آدم درقرآن وجود ندارد اما برمبنای این داستان معروف که ابتدا حضرت آدم آفریده شده وسپس بی بی حوا ازتارقبرغه چپ حضرت آدم خلق گردیده است.

آشکارا معلوم است که قرآن درآفرینش مرد وزن هیچ تقدم وتأخر را قایل نیست، براساس تمام آیات یادشده پیشین درمورد آفـرینش انسان، مردوزن راخداوند ( جل جلاله) ازعـین ماده وروش یکسان خـلق کـرده است اگراین موضوع عامل مشکلات باشد که هست چـرا مسلمانان نیزما نند مسیحیان ویهودیان باوربه داستان

 قبرغه آدم که ریشه بسیاری ازمشکلات زنان درطی قرون می باشد، دارند.

قرآن کریم همه این ادعا هارا که صراحت نداشته آنرا حذف کرده است.

آیا زن مسئول خروج آدم ازبهشت بود؟

این داستان را قرآن کریم تأ ئید نکرده ودران صراحت ندارد چنا نچه درمباحث بعدی متوجه خواهید شد که کلمه(حوا)هرگیز درقرآن کریم ذکرنگردیده است به اشاره قرآن کریم به آدم و(زوج) اوکه اسم مذ کراست    به معنی همسراستفاده شده است، می باشد.

سقوط آدم(کتاب آفرینش عهد عتیق)،

داستان سقوط آدم دربخش سوم کتاب عهد عتیق طورذ یل نقل شده است:

1-    افعی (ابلیس) ازهمه جانوران که خداوند ( جل جلاله) آفریده خبیث تروپلید تر بود، ازن پرسید؟  "آیا خداوند ( جل جلاله) براستی شمارا ازخوردن حاصل تمام درختان بهشت منع کرده است."

2-    زن به ابلیس جواب داد:" مامی توانیم ازمیوه های درختان بخوریم."

 

(5)

3-    به جزازمیوه ای درختیکه دروسط باغ است خداوند ( جل جلاله)  گفته شما نباید ازآن بخورید ونه به آن دست بزنید حتی اگر بمیرید.

4-    پس ابلیس به زن گفت:، خیرشما نخواهید مرد.

5-    خداوند( جل جلاله)میداند روزیکه شما ازین میوه بخورید پس چشمان شما بازشده وبه خوب وبد    پی خواهید برد.

6-    زن دید که درخت درپیش چشمش خود نمایی می کند ودانش ا یکه این میوه به ارمغان آورده شوق انگیز بود.

7-    سپس چشمان هردو آنها بازشد وعورت یکدیگرا دیدند پس برگ درخت انجیررا بهم دوختند وبرای خویش لنگ تیارکردند.

8-    مرد وهمسرش صدای خداوند ( جل جلاله) را شنیدند پس خودرا ازخداوند ( جل جلاله) پنهان کردند.

9-    ولی خداوند ( جل جلاله) مردرا صدا کرد وپرسید (توکجایی؟).

10-            مردجواب داد،خداوندا من آوازتورا درباغ شنیدم چون من برهنه بودم خودرا پنهان کردم.

11-            خداوند ( جل جلاله) پرسید چه کسی به توگفت گه توبرهنه شده یی؟ آیا توازدرخت ایکه منعت کرده بودم خورده یی.

12-            مرد جواب داد:" این تقصیرزنی بود که توبرای من فرستادی اومیوه را به من داد ومن خوردم"

13-            خداوند ( جل جلاله) از زن پرسید توچه کردی؟ زن جواب داد خداونداابلیس من را وسوسه کرد ومن خوردم.

14-            پس خداوند ( جل جلاله) به ابلیس گفت:" چون تواین کاررا کردی تونفرین وپست شدی حقیرتر

ازاحشام وماررا گفت توباشکمت خواهی خزید وخوراکت خاک شد.

15-            من شما را دشمنان یکدیگر قراردادم وتووزنت را فرزندان تورا وفرزندان اورا.

16-            وبه زن گفت: من دردهای زایمان تورا افزایش خواهم داد وفرزندانت را بادرد بدنیا خواهی آورد وخواستهای تو ازآن شوهرت خواهد بود واوصاحب اختیارتو خواهد بود.

17-             به مردگفت: چون تو به حرف زنت گوش دادی وازآن میوه درخت ا یکه منعت کرده بودم خوردی بخاطرتو خاکرا نیز نفرین کردم وتو حاصل هرروز زنده گیت را بارنج به دست خواهی آورد.

 

(6)

18-            من به توخاروگیاهان وحشی را خواهم رویانید وتوگیاهان وحشی را خواهی خورد.

19-            تو باعرق پیشانی نانت را بدست خواهی آورد تاآنکه به زمین برگردی همان گونه که توازآن گرفته شده بودی.

20-            مردهمسرش را (حوا)نامید چون مادرتمام زنده گان بود.

21-            آنگا خداوند ( جل جلاله) اورا ازبهشت بیرون کرد تاکشت وزرع کند.

22-            خداوند ( جل جلاله) مردرا تبعید کرد ودرمقابل بهشت شمشیر(قدرت) تابان را آویخت تاراه درخت زنده گی را پاسداری کند.

  منابع قرآنی درمورد خروج آدم وهمسرش ازبهشت.

خداوند ( جل جلاله) خروج آدم وحوارا درسه جای قرآن کریم به صراحت بیان نموده است.

علت اغفال آدم وهمسرش:

قرآن کریم دربـرخی ازآیات شریفه به تشریح عـلت کوشش ابلیس برای فـریـب آدم وهمسرش دربهـشت    می پـردازد برای درک هـرچه بهتر موضوع لازم به مـطا لعه مطا لب دیگریکه مقد م براین واقعه بوده   می پردازیم قرارذیل:

- خداوند ( جل جلاله) به فرشته گان اعلام میدارد که من آدم را درزمین خلیفه میگردانم ولی فرشتگان میگویند که ماتورا به تقدیس یاد میکنیم ولی آدم درزمین فساد میکند، وخون میریزاند ولی خداوند( جل جلاله) میفرماید که آنچه من میدانم شما نمی دانیدوخداوند( جل جلاله) به فرشتگان میگوید که نام اشیارا ذکرکنید.

آنها میگویند:(خداوندا مانمیدانیم جزآنچه بما آموخته ای) سپس خداوند ( جل جلاله) آدم رامیگوید تونام اشیارا بگو،آدم نام تمام اشیارا باخصوصیات آن بیان میدارد.

وخداوند ( جل جلاله) به فرشتگان میگوید که مقام برتری آدم رابشنا سید وبه او تعظیم وسجده کنید همه سجده میکنند به جزابلیس.

خداوند( جل جلاله) به ابلیس میگوید که چراسجده آدم رانکردی،ابلیس میگوید که من ازاوبالاترم زیرااوازخاک است ومن ازآتش.

 

(7)

وهمین کبراو باعث رانده شدن ابلیس میشود ولعنت ابدی را کما یی مینماید، زما نیکه ابلیس نفرین میشود وفرمان رد مییابد، اعلام میدارد که به اثبات خواهم رساند که آدم وفـرزندانـش که ایـن مقام شامـخ را کـه        خداوند( جل جلاله)  برایشان اعطانموده شایسته نیستند زیرا انسان هاضعیف بوده وقسم یادمی کند که آنهارا مشغول دنیا ساخته وازراه راست آنهارا دورداده فریب میدهم وازخداوند( جل جلاله) میخواهد که وی راتاروز رستاخیزمهلت بدهد.

- خداوند( جل جلاله) نه تنها به شیطان مهلت میدهد بلکه به اومیگوید که تمام زیرکی خودرا بکارببرتامعلوم شود که چه کسانی ازتوپیروی میکنند وهمان پیروان تورا باتویکجا به جهنم می فرستند.

حقوق دختران درعصرجاهلیت(پیش ازاسلام)،

- اساسی ترین حقوق انسان عبارت ازحق زندگی اواست، ولی قبل ازظهوراسلام بسیاری دختران نوزادویا بالا ترازان را به خاطرننگ زنده بگورمیکردند وازحق زنده گی محروم میساختند که این رسم نا پسـند درعرب پیش ازاسلام شیوع فـراگیرداشت ولی درروزحشر همان نوزاد قتل شده درپیشگاه خـداوند              ( جل جلاله) حاضرشده وپدرخودرا میگویـد که مرابکدام گناه قـتل کردی.

ولی بعد ازظهوراسلام این رسم ورواج جاهلیت بکلی مردود گردید وپامبراسلام(صلی الله علیه وسلم) درمورد سر  پرستی دختران میفرماید:

هرکسیکه دودخترش ویادوخواهرش را تابلوغ سرپرستی نموده واورا ازدواج کند من بااودرروز حشراین گونه وارد می شوم ودوانگشت وسطی مبارک خودرا نشان میدهد."

آیازنان نیکوکاردرآخرت پاداش خواهند یافت؟

بلی! تمام پاداشی که خداوند( جل جلاله) به مردان نیکوکارمیدهد برابراست به آنکه همه رابه زنان نیکوکاراعطامیکند.

حدیث شریف:

حضرت اسما بنت یزید انصاری به نماینده گی اززنان نزد رسول الله (صلی الله علیه وسلم) حاضرشده چنین سوال نمودند: یا رسول الله (صلی الله علیه وسلم) مرا زنان نزد شما فرستاده وخواهان جواب این سوال اند:

 

(8)

یارسول الله (صلی الله علیه وسلم) مـردها جهاد میکنند – نمازبه جماعت ادامیکنند، بـه تنها یی حج رفته میتوانـند،     به عیادت مریضان میروند،درتشیع جنازه اشتراک میکنند ولی مازنها درخانه ها محصوربوده که خواهشات شوهران را مرفوع می نماییم – بعد ازگرفـتن حمل اولاد را درشکم خود به زحمت نگهداری میکـنیم وآنـرا بازحمت ودرد به دنیا آورده تربیه وکلان می سازیم- مال وخانه شوهررا حفاظت می نماییم.

آیا مادرثواب این کارهای شوهر شریک می باشیم؟

رسول الله (صلی الله علیه وسلم) فرمودند که سوال خوبی نمودید" واین پیام مرا به دقت گوش نموده به تمام زنها برسا نید"، کسیکه باشوهرش سلوک نیک کنـد،برضای اوکاروبه ارشاد اوعمل نماید درثواب هـمه اعمال شوهرشریک است".

اسما بعد ازشنیدن این جواب باخورسندی ازنزدرسول الله (صلی الله علیه وسلم)  خـارج شـد.

مفهوم ازدواج ازنظر اسلام:

ازدواج دراسلام یکی ازمهم ترین موضوعات اسلامی است که سنگ نخستـین بنای خا نواده واجتماع را تشکیل میدهد بنا برین لازم است تاتحت عناوین فرعی ذیل مورد بررسی قرار گیرد:

توصیه وتشویق به ازدواج وشرایط آن درقرآن کریم:

مهم ترین محیطیکه بایـد حقوق زنان درآن مصئون گردد خانواده است،ازدواج وپرورش فـرزندان ازجـمله مهم ترین مقاصد شریعت است،فقها تشکیل خانواده را مغزدین داری دانسته وآنرا جوهر عبادت وخداپرستی میدانند نه فقط یک معامله بین افراد...

قرآن کریم ازدواج را باشکوه ترین عهد وقرارداد انسانی میداند طوریکه درآیه (21) سوره نساءچنین تصریح میدارد:

(وکیف تأخذونه وقد افضی بعضکم الی بعض واخذن منکم میثاقاً غلیظاً)

وقرآن به ما می آموزد که ازدواج باییست،برمبنای عدالت، مهروعطوفت بناشود، این آموزه های قرآن بسیار عمیق تر ازقوانینی است که کشورها میتوانند برای حمایت ازحقوق زنان وضع نمایند.

 

(9)

قرآن همواره زنان ومـردان راکه قـصد وتوان ازدواج را دارند تشویـق می نماید تابازنان ومـردان باعـفت وباتقوی ازدواج نمایند،آن هم بدون توجه به موقف اجتماعی وثُروت شان که این موضوع درآیه (32) سوره نور واضح گردیده است:(وانکح الایامی منکم والصالحین من عبادکم وامائکم ان تکونوا فقرآء یُغنی هم الله من فضله والله واسع علیم)

ترجمه: مردان وزنان مجرد خودرا وغلامان وکنیزان شایسته ازدواج خویش را باتهیه نفقه وپرداخت مهریه به ازدواج یک دیگردراورید وبـه فـقروتنگ دستی شـان ننگرید ونگران آینده آنان نبا شید،چـراکه اگـرفقـیر وتنگدست باشند وازدواجشان برای حفظ عفت ودوری ازگناه صورت گیرد،خداوند( جل جلاله) آنان را درپرتو فضل خود دارا وبی نیاز می گرداند،بیگمان خداوند( جل جلاله) دارای نعمت فراخ بوده وآگاه ازنیات همه گان است.

قرآن کریم ومردود شمردن تجاوزجنسی:

تجـاوزجنسی یکی ازشنیعترین اعـما لی است کـه مجنی عـلیه راازحیـث جسمی ومعـنوی آسیب فـراوان          مـی رسانـد،

روی همین ملحوظ است که قرآن کریم متجاوزرابه عنوان ظالم،فاسد،وحشی وهرزه معـرفی میکـند.

قرآن کریم درآیه (33) سوره نورفرمان میدهد:" کنیزان خودرادرصورتیکه تمایل به پاک دامنی دارند به زنا وادارنکنید".

وجای دیگرمیفرماید: "وهرکس آنان را به زوروادارکند درحقیقت خدا پس ازاجبارنمودن ایشان "(نسبت    به آنها) آمرزنده ومهربان است" ومفسرین اتفاق دارند که گناه ازشخص مکره ساقط میشود وهمه جرم بالای جبرکنند ه است که دست به این عمل زده است.

ولی بازنان آزاد وتحت هـیچ شرایط مردان حق نـدارند که بـرآنها تجاوزوظلم رواداشته وآنهـارا مجبور         بـه آمیزش جنسی نمایـند.

(10)

دیدگاه قرآن وحدیث درموردتجرد:

تأیید وتأکید به ازدواج دراسلام دراحادیث پیامبر(صلی الله علیه وسلم)  قرارذیل واردشده است:

1- عبدالله ابن مسعود ازپیامبر(صلی الله علیه وسلم) روایت میکند که فرمودند:"مردجوان اگرتوانایی تأمین مخارج زنده گی را دارد باید ازدواج کند که این ازدواج آنرا ازنگاه کردن به دیگرزنان حفظ میکند وازاعمال ناپسند مصئون میدارد،اما کسانیکه نمی توانند ازدواج کنند بایدروزه بگیرند که روزه غرایزجنسی را کاهـش       می دهد.

2- عبدالله بن عمر (رضی الله عنه ) روایت میکند:"تمام دنیا برای لذت بردن انسان است وبهترین چیزدرین دنیا زن خوب است".

3- انس  (رضی الله عنه ) ازرسول الله (صلی الله علیه وسلم) روایت میکنند که فرمودند: وقتی مردی ازدواج میکـند نصف دین خودرا تکمیل کرده است، بگذاربرای نیم دیگرازخداوند ( جل جلاله) بترسد.

                                                                                       ادامه دارد....

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اهدا به خواهران مسلمان!                              (11                                  

 

 قسمت دوم                                                                         

پیوسته به گذشته                                                                             

   پالیسی: جندر

                                                                                                               

ادیان دیگرمانندمسیحیت،هندوئیزم ،بودائیزم دیرنشینی را بهترین طریق زندگی پنداشته ونظربسیارمنفی به ازدواج دارند وزناشویی را پست ترین طریقه رسیدگی به نیازهای تجرد میدانند.

اما دین مقدس اسلام برعکس تمام ادیان دیگـرموقـف کاملاً متفاوت دارد که بعنوان مـثال گـفته های سعد   ابن وقاص نماینده این مکتب را ذیلاً نقل میکنیم،(اگـررسول خدا(صلی الله علیه وسلم) مارا بـه مـجرد زیـستـن توصیه میکرد  واگرجوازمیداد ما حتماً خودرا ازمردی ساقط میکردیم.)

دیدگاه قرآن کریم درباره هدف ازدواج:

تمام آفرینش الهی برای یک هدف عالی است نه برای سرگرمی،یکی ازعالی ترین موهبت های خداوندی به انسانیکه آنرا به بهترین شکل آفریده درآیه (4) سوره طوربیان گردیده است.

تـرجـمه : ماانسان را (ازنظرجسم به روح) دربهترین شکل وزیباترین سیما آفریده ایم.

یعـنی آفـرینش هـمسربـرای انسان ازجنس خـودش مطـرح بـحث است تا باهمدیگـر آرام گـیرنـد وخـداونـد        (جل جلاله ) مهروعطوفت شان را دردل یگـد یگرشـان نـهاد.

چـنانکه مـیفـرمایـد:

ترجمه: وازنشانه هـای او اینکه ازنوع خـودتان هـمسران برای خودتان آفرید تابدان هـا آرام گیرید ومـیان تان دوستی ورحمت نهاد،آری! واین نعمت برای مرد میکه می اندیشند قطعاًنشانه هایی است.

دانشمند معـروف حموداعبدالاتی درین باره مـی نویسد:(بهرنیتیکه مردم به ازدواج اقـدام نمایند اسلام آنـرا پیوند بسیارمحکم میدانـد.)یعنی "میثاق غلیظ"

ازدواج یک عـهد بـسار پـرخاطـره درکاملتـرین وجـه ممکن آن وعـهدی برای دوام نـسل،زن ومـرد بـاهـم وباخـدایشان می بندند.

درین پیمان زن ومرد نه فقط نیازهای زنا شویی را مرفوع می سازند بلکه خود آگاهی، مهر،امن وسکون راحت وامـید رادرک می کـنند.

(12)

بخاطراین خوبی هااست که اسلام ازدواج را به عـنوان اولین وبزرگترین قدم درجهت تقـوی،تکمیل ایمان مسئولیت پذیری وقربانی گری میداند.

مفهوم عقد ازدواج ازنظرقرآن کریم:

قرآن کریم برای ازدواج مفهوم بلندی قایل گردیده وآن را یک پیمان محکم وغلیظ می شمارد.

    داکتر فـتح عثمان میگویـد:" ازدواج دراسلام عـبارت است ازیک موافقت نـامه دوجانبه میان هـمسران است،ازنظر شــریعت اسلامی کــدام مـراسم بخصوصی را اقتضا نمی کند ولی اهمیت به سزایی دراسلام دارد،آن هــم بــرای جوابگویی نیازهای فــطری وبشری خــداوند جل جلاله آفــریده است که دریک ساختار فزیکی، معنوی وحقوقی منحصر به فـرد به عنوان مهم ترین پیمان متجلی میگـردد.

پیغبراکرم  (صلی الله علیه وسلم) میفرمایـد:

تـرجـمه: هـرکدام شماکه قصد ازدواج بازنی را دارید درصورت امکان بهتراست اول اورا ببینید وخودرا قـانع سازید که به اوعلاقه دارید یانه؟

درحدیث شریف درجای دیگری میفرماید:

ترجمه:ابن عباس رضی الله عنه  روایت میکندکه دختری نزدرسول الله(صلی الله علیه وسلم) آمد وگفت که پدرش بـدون رضائیتش اورا به عـقد کــسی درآورده است حـضرت پـیامـبر (صلی الله علیه وسلم ) بـه آن دخـترگـفت  که اوصلاحیت داردکه این ازدواج را بپذیرد ویارد کند.

ودرحدیث دیگری نیز میفرماید:

ترجمه: هیـچ بیوه یی را بـدون رضائیتش مجـبوربـه ازدواج نکنـید وهیچ دخـتری را نیزمجبوربـه ازدواج نسازیدوخاموشی علامه رضائیتش است.

بـه اساس احادیث پـیامــبراکــرم (صلی الله علیه وسلم )رضـائیت زنان ودخــتران درازدواج یـک اصل است.

والدین ویادیگرنزدیکانشان حـق ندارند آنــهارا بدون رضائیتشان به ازدواج کــسی بـدهندکه اونمی خواهد.

(13)

قرآن ازدواج دختران خوردسال را مجاز نمی داند:

ازدواج که یک پیمان آگاهانه دراسلام شمرده میشود هـردوجانب قرارداد را مشروط به بودن درسن بلوغ میدانند هـرچند قرآن کریم ازسـن به خصوصی برای ازدواج یادنمی کــند اما آیاتی وجـود داردکــه دلالت بـربلوغیت دخـــتران مـی نـماید.

 اماجمهور علمای اسلام ازجمله امامان مذاهب اربعه اهل سنت اتفاق دارند که نکاح قبل ازبلوغ جایزاست ودلیل ایشان نصوص شرعی ازاحادیثی است که نکاح خورد سالان دران ها صراحتاً وجود دارد ورسول گرامی اسلام (صلی الله علیه وسلم)  آن را منع نکرده است.

اما قـوانین احـوال  شخصیه دراکثـر ممالک اسلامی به نظریه ابن شیرمه وغـیره نظر بـه مصالح عمومی   به سد ذرایع عمل نموده برای ازدواج دختران سن قانونی قید نموده اند که از(15) بالا می باشد.

سن ازدواج درامارات پسر18ودختر15.

سن ازدواج درسوریه پسر18ودختر17.

سن ازدواج درتونس پسر20ودختر17.

سن ازدواج دراردن پسر16ودختر15.

وبهمین ترتیب درمصرهم سن ازدواج قید گردیده است.

حمایت قرآن ازدختران دربرابربدرفتاری ها:

قرآن کــریم بــه شــدت سنت معمول عــرب قـــبل اسلام را در(به ارث گــذاشـــتن بیوه هابه باقی مردان            خانواده) مردود می شمارد.

چنانچه درآیه (19)سوره نساء میفرماید:

ترجمه: ای کـسانا نیکه ایمان آورده اید بـرای شما حلال نیست که زنان را به اکراه به ارث ببرید وآنان را زیـر فشار مگذارید تابخشی ازآنچه را به آنان داده ایدا زچنگ شان بزداید مگرآن که مرتکب زشت کاری آشـکاری شـوند.

براساس این آیه شریفه هیچ کس حق ندارد بابیوه ها خلاف شریعت رفتارنماید.

(14)

رسول اکرم( صلی الله علیه وسلم) میفرماید:

ترجمه: هیچ بیوه یی را بدون رضائیتش مجـبور به ازدواج نکـنید وهـیچ دختری را نیز مجبور به ازدواج نسازید وخاموشی او نشانه رضائیتش است.

  این دستورقاطع رسول الله (صلی الله علیه وسلم ) یک باردیگـرثــابـت مـی سازد که محبوس نمودن بـیوه هـا  درخــانـه وارثـان شوهــرمـتوفــی ویا مجـبورنمودن دخـتران بــه ازدواج کــه آنها رضـائیت ندارندخـلاف شــریعـت اســلام اســت.

جهـیزیه وعدم جوازآن دراسلام:

اسلام موقـف اقـتصادی زن ومرد را مانع ازدواج نـمی دانـد بلکه یکی ازمهم تـرین مــعیارهـــا ی ازدواج انتخاب همسر(پاک دامنی وعفت)است.

  مهم تــرین مــوضوع درین بخش لزوم( جهــیزیــه)است که دختریازن باییست یک مقدارمال را به خانـه شـوهــر بیاوردواین جهیزیه گاه گاه حتی توسط تعداد ی ازمسلمانان تحصیل یافته هم با(مهر) اشتباه گرفته میشود،درحالیکه تیوری وهـدف هرکدام آنها کاملاً متفاوت می باشد.

  جهیزیه به اموال یاهدایایی اطلاق می شود که زن معمولاًبه خانه شوهـر می برد درحالیکه مهـرعبارت از هدیه ای است که داماد به همسرش می دهد.

  باید اضافه کرد که جهیزیه درقرآن ذکرنگردیده اما بد بخـتانه درجوامع زیاد ی ازمسلمانان تقریباًازدواج بدون جهیزیه برای دختران غیرممکن است.

دیدگاه قرآن درموردمهر:

آنــچه راکـه قرآن کریم درمــراسم ازدواج بعنوان هدیه قابل پرداخت به دختران مطرح میکند (مهر)است کـــه هــنگام ازدواج تـبادله مــیگردد(مــگرایــنکه عــروس پـــرداخـــت آن را عـفوکند ویابه تأخیروتعلیق اندازد.) مـقدارمهرباید به اندازه تـوانایی اقـتصادی دامادباشد وبه استناد حدیث مبارک بهترین مهرآن است کــه کــم بــاشــد.

هــدف ازپــرداخــت مــهریــه بــه عــروس(حـتی اگرکنیزهـم باشد) این است که اودرک کند که درزندگی  

(15)

شــوهـرنسبت به اوعلاقـه واشتیاق وجود داردوحضوراو درین زندگی جدیـد قابل قـدراست واین پـرداخت ازدارایی شـوهــر صورت مــیگــیردولی والدین عـروس مبالغ هنگفتی را به عنوان مهردخترانشان تعیین میکنند تاتضمین برای طلاق یک جانبه دخترانشان ازجانب شوهر تلقی میگردد.

  مــرد مسلمان اگــرزن خـودرا پیش ازمـقاربـت درحـالـیکه مـهرتعین شـــده طلاق بدهد مرد مجبوراست که نصف مهرتعین شده رابه زن بپردازدکه به نص قرآن ثابت می باشد.

دیدگاه قرآن کریم درمورد غرایز جنسی:

  بـه منـظورفـهم ودرک بـیشـتراین موضوع لازم میدانیم تاغـرایـز جـنسی را درحـوزه فـرهـنگ وعـادات اسلامی به بحث بگـیریـم.

چون تفهیم،تدقیق وتحقیق پرامون این پدیده راه را برای شناسایی بیشترودرک کامل موضوع کمک میکـند تامنطقی ترین راه رابرای حل این معضل کلان انسانی دریابیم.

   قرآن غرایز انسانی را نشانه حیوانیت ومادیت محض(چنان که دربعضی باورهای دیـنی وفلسفی چنان تلقی می شود) نـدانسته بلکه ازآن به عــنوان وسیله الهی برای پـدید آمدن رابطه مملو ازموانست،حـلاوت

عــشق وعــطوفــت نــام مــی برد.

بســیارمهم است که خــداوند (جل جلاله ) درمورد خلـقت آدمیان ازمرد وزن به عنوان"زوج" بمعنی هـمسر

جــفت وهمدم یکد یگر نـام می برد.

چــنانکه قرآن کریم میفـرمـاید:

ترجمه: وهـم اوســت کـه دونوع مــی آفـریـند نـرومـاده ازنطفه ای چون فـروریخــته شـود عـلت اساسی که مسلمانان به ازدواج امرشـده اند این اســت که نـیازمعقول به اطفای مشروع غــرایز وشهوات دراسلام "طبیعی"تلقی شده ومورد ملاحظه جدی قرارگرفته است.

  وهمین است که اسلام رابه دین فــطرت ومکتبیکه باشناخت دقــیق ازسـرشت انسان پی ریزی شده است مبدل کرده است.

   رهــبانیت ودیرنشینی عملی است که پیروان حـضرت مــسیح (علیه السلام )برخود فـرض گـردانیده بـودند

(16)

وخـداوند (جل جلاله )  این عمل رابرآنها فـرض نگردانیده بود.

به عــباره دیگردراسلام کسانـیکه میخواهــند پـرهـیزگاربــاشند وزنده گی شان را برای خـداوند(جل جلاله ) وقف کنند نه مجبور به ترک دنیا اند ونه مجبوبه تحمل تجرد درتمام عـمر.

   ایـن بــسیاربااهــمیت است که درقرآن کـریـم آیات بسیاری بــرای قـانـونمـند ساختن زنـدگی زن ومرد درازدواج وجوددارد.

  بنای منطقی درین آیات براین امراستواراست که اگــرزن ومرد درزندگی زنا شویی خـویش(خانواده کـه واحد کــوچکــتری ازســاخــتارجامعه است) به عدالت دســت یابند،آنها درســطح امــت اســلامی وجهانی نـیــزمیتوانند به عــدالت دست یابند، تأکـید بیشتربــراهــمیت ازدواج مــیان امـــت اســلامـی درسنت نبوی مشهود است ودراحـادیث گرانبار حضرت رسول الله(صلی الله علیه وسلم) بـه وضوح تشریح گردیده چنان که مــیفرمـــایــد:

(مـــــسلمــانــان بــا نــکــاح شـــــــرعـــی درازدواج نـــیمی ازدیـــن شـــان را کـــامـــل مــی نــمایـــند).

پرهیزگاری زنان، افتخاروغــرورمردان:

  پیام قرآن راجع به زنان برمبنای این حقیقت استواراست که: زنان همواه جزمحرومان تاریخ بوده وامت اســلامی باید عــدالت را درمورد آنها رعایت نماید.

  هــرچند تمایلات یهودی ها، نصرانی ها، یونانی ها وبدوی ها وغیره عنعنات رایج قبل ازاسلام درقرون ابتدایی درروش ورفــتاربرخی ازمسلمانان رخنه وارد کرده وموقف جدی قرآن کریم را درتأکید به عدالت جنسیتی وبرابری حقوق زنان ومردان به چالش گرفـته است.

   زمانیکه قرآن کریم زنده بگورکردن دختران راکه درعرب پیش ازاسلام معمول بود محکوم کردومردم را ازین عــمل زشـــت بــرحـذرداشــت،اعــراب ازیــن سنـت وحـشیانه دست برداشتند،زمانیکه مسلمانان باافتخارمیگویند اسلام به آنها حق زندگی عطاکرده است آنها درواقع به حقیقت امکان ناپذیراذعان میدارند که هـمانا نجات مـحروم ترین قــشرجـامعه یعــنی زنان اســــت این بزرکترین افتخاربه امت اسلامی است کــه فــــرهـــنگ زشـــت وغـــیرانــسانـــی وزنـــده بگــورکــــردن دخــتـران را ازمـــیان بـــــرداشــــت وبه نامـشروع ترین وغـیرانسانی ترین شیوه به قـتل دختران نقطه پایان گذاشت.

(17)

امابرخی ازمسلمانانیکه ازتعالیم اســـلامی اطلاعات ضعیف دارند ویااصلاً ازارزش هــای دینــی آگــاهی

ندارند،دختران وپسران شان رایکسان تلقی نکرده وبه آنها رفتاربرابروعادلانه نمی نمایند.

  دربــرخــی ازخانواده هــای مسلمانان تــولد دخــتررا عـاردانسته وزن مورد بدرفتاری قرارگرفته وحتی منجربـه طلاق میشود، بسیارجالب است بدانیم که چـه تغیربــوجود خواهـد آمد، زمانیکه چنین افــرادبدانند      که این نقش کرو موزوم های مرد است که مسئولیت تعین جنسیت فرزند را دارد نه مادر.

  باورهای (غــروروافــتخار) مـردان که اهمیت وجایگاه به سزایی درمیان عنعنات اعراب بدوی وجوامع مدیترانه داشــت ارتباط عمیقی بازنده گی جنسی زنان وپرهیزگاری آنها داشت.

   اعــــراب پـــیش ازاســـلام بسیارتـرس داشــتند ازاینکه: عـرض آنها رادخترانشان خواسته ویاناخواسته بــاازدست دادن عـفت شان به مخاطره بیندازند که دران صورت مجبورخواهند بود دخترانشان را بکشند.

   واضحاًایـن مردان غرورشان رابه مـراتب بـرترازحیات دخـتران شمرده ازترس اینکه مبادا روزی این دخــتران عــرض شان را به باد دهــند حـــاضــربودند تاآنهارا درکــودکی زنده بگورکــنند ایــن مهم است  که بدانیم که هنوزهم کشتن دختران وزنان بخاطرحفظ غرورمردان دربسیاری ازجوامع بشری رایج است که به اندکترین ظن وبدگمانی به زنان ودختران آنان را می کشند.

  یکی ازروش هــاییکه بعضی ازجــوامــع اســلامی مثــلاً درشمال افریقاخواسته اند به این امررسیده گی نمایند،ختنه کردن دختران است میزان صدمات وارده فزیکی،عاطفی،روحی وروانی که بردختران تحمیل مگردد. بــیشترربط به پــروسیجرجـراحی داردکه این دختران اجباراً متقبل میشوند،باید دراین جا ذکرکرد  که دراسلام فقط ختنه مردان جوازدارد وهیچ جوازبرختنه دختران وجود ندارد.

   ازینروخــتنه دخـــتران که درکشورهای مصر، سودان، وســومالی معمول است یک عنعنه زشت همان کشورها بوده وهیچ کدام ریشه اسلامی ندارد.

زنان کشــتزارمردان اند:

بـرای اثبات اینکه زنان ملکیت مردان اند وآنها هرچه بخواهند میتوانند برزنان تحمیل کنند به یکی ازآیات قرآن کریم رجوع میکنیم وآن آیت(223)سوره بقره می باشد که میفرماید:

ترجمه: (زنان شــما کشتـزارشما هسـتند پس ازهرجا وهرگونه که میخواهید به کشتزارخود درائید وانهارا

(18)

برای خودتان مقدم دارید وازخداپرواکنید وبدانیدکه اورا دیدارخواهید کردومومنان رابه این دیدارمژده ده)

  تصورعام درجوامع اسلامی این است که مـردان هرزمانیکه  بخواهند بازنان شان مقاربت نموده وآنهارا باردارنمایند که درآن صورت محتوی حمل وبرداشت کشت وزرع خواهد بود.

تــــشبه زنان بــه زمــین که استعداد جان بخش دارد نکته بــسیارقــابل تـــوجه است، یک کشاورزخردمند

کـه زمین را می کارد، اســـتعدادحاصل بخشی وحیات آفـــرینی زمین را نیزاحــترام می گذارد ومیدا ندکه    چه زمانی زمین راشخم بـزند وچه زمانی زمین را بوره گذاشته وانتظاربکشد که زمین دوباره آماده کشت دیگـــرشده واحــیاگـــردد.

   ازســــوی دیــگرتــأکیـد قرآن کریم به شوهران این است تاروح زنان را آماده سازند قبل ازاینکه داخل   کشـتزارشوند این یک فرمان الهی است که باید اهمیت آن را دریافت.

  به عــباره دیگربرقــراری رابطه جنسی وغریزه ایی میان زن وشوهــربدون تأمین رابطه روحی وقـلبی غــیرقابل تصوراست دیده شده که قرآن کریم درموردغرایز جنسی کاملاًمنطبق به نیازهای واقعی زوجین بوده وعدالت را معیارسنجش هرامری میداند.

    بنابراین یکی ازمعـقول ترین راهیکه میتوان غرایز جنسی را کنترول وازآن به نحوشــایســته اســتفاده کــرداطاعــت ازاوامــرالله (جل جلاله ) ورعایت مصالح علیای طرفین به خصوص مصلحت وموافقت زنان است که خداوند (جل جلاله ) نیزبرپرابلم وچالش های ناشی ازتکالیف زنانه ای آنها توجه خاص نموده است.

مسئولیت های خانواده ازدیدگاه قرآن کریم:

   درقرآن کریــم توصیه هـــای فـــــراوانی درقـــبال مسئولیت هـــای خانواده گی شده است، پیوندهـــای  خانواده  گی، توقعات، حقوق ووجایب دوجانـبه را به میان می آوردکه دین اسلام آنها را تجویزکرده،قنون آنهارا به اجرا می گذارد وجوامع انسانی براجرای آن نظارت می ورزند.

   قرآن کریم مهربانی،خدمت وخوشرفتاری به والدین به خصوص( مادر) را به جایگاه دوم بعد ازایمان بخداوند (جل جلاله ) عــروج میدهد.

 مفهوم قرآنی"احسان"برابربامعانی خوب،مناسب ودرست وزیبا(ازجمله مهربانی،عطوفت،بخشش،تکـریم

(19)وجدان بیدار وعمل بجا ومناسب است) آمیزش نزدیک به پیوند مادرفـرزندی دارد.

به هـــرمومن فرض گردیده ودرعین حال نیکوست تاباپدرومادرخویش احسان کند چه والدین شان مسلمان باشـــند وچه کافــر.

   این توصیه آسمانی(احسان به والدین) اشـــاره وهمدلی صمیمانه قـــدرشـــناسی متواضعانه،صبرودعای خیربرای آنها حتی بعد ازوفاتشان نیز می باشد.

   آنچه گفـــته آمدیم جـــزلایــنفک مسئولیت دینی فـــرزندان کــه شرایط آسایش وبرخورداری والدین شان راتاآخـــرین حد توان فــراهم آورند.

   مــــنابع فـــراوانی درقرآن وجود داردکه نــشان دهنده برابری،همدلی،صمیمیت وتناظرزنان ومردان درزندگی زنا شویی است.

زن وشوهربه لباس(حفظ وپناه) هـمدیگرتــشبه شده اند تازندگی شان را درصفا وصمیمیت،عشق وهـمدلی ســـپری نماینــد.

  ازآن جاییکه قرآن وسنت نبوی ماراماموربه مهربانی وعطوفت بازنان کرده است ،یکی ازحکمت های این فـرمان الهی این است که شـوهـریکه مکلف به تــأمین مــایحتاج زندگی خانــواده است ایـن رسالت را خداوندی دانسته باچهره گشاده وبدون عیب جویی وزخم زبان به ادای وجبه اش می پردازد وبدین وســیله ازناملایمات فراوانی پیش گیری می کند.

   حق تأمین نفقه زن بالای مـردبراساس فــرمان الهی وسـنت پیامبربزرگواراسلام واتفاق علما وعقل سلیم مسجل شده است آن هم با توجه براینکه زن مسلمان است یاکافـر.

   زن هنگامـیکه درازدواج مرد درآمـد بجاست که زن همان اندازه ای که محبت عرضه میکند متقابلاًباید دریافـت نماید.

   زمانیکه زن وشوهـرهـردومکلف به مــهربانی به هــمدیگروتشریک مـتناسب مساعی درمسئولیت های خانواده اند مسئولیت تأمین مخارج ونفقه زن وفرزندان برعهده مردگذاشته شده است.

   حق مسلم زن شامل مسکن،لباس،خوراک،تداوی ونیازهای معمولی دیگر...می باشد.

(20)

مسکن باید واحدی باشدکه مصئونیت،راحت واستقلال را برای زن فراهم آورد.

ســـه مـــذهــــب مــــشهوراسلام اتفاق نـــظردارنــد که مسکن باید باضروریات وروش های زندگی زوج متـناســب باشــد.

خــانــه ازآن زن اســـت وهـــیچ یکی ازوابســـتگان،دوستان وخــویـشاوندان شوهرحق ندارند بدون اجازه واختیارزن درین خانه اقامت نمایند.

مهم ترین موضوع درین مبحث،رفاه زندگی زن وثبات رابطه ازدواج است.

مســئولــیت مــرد درتـأمــین مــسکن برای زن نبایـیست بــاعــث تحمیل اقــامــت دیـــگران درمنزل بدون اخـــتیارزن گـــردد.

اگرخانم عادت به داشتن خد مت گــاردارد وبه کارهـای منزل رسیده گی کرده نمی توانـد درصورت توان شــوهـرباید حد اقل یک خدمت گاربرای هـمسرش استخدام کند این موضوع هـم ازقرآن وســنت نـــبوی گرفـته شده است،درکنارحقوق قانونی، زنان دارای حقوقی نیزهستندکه رعایت آن به عین اندازه اهــمیــت

دارد"قانون خداوند (جل جلاله)  به شوهردســتورمی دهــد تابازنش نیکویی کــرده وبه عــواطف اواحـــترام بگذارد،بااوباملاحظه ومهربانی رفتارنماید،ازین فرمان الهی برمی آید که به هیچ مردمجازنیست که زنش را به قصد ازیت وآزارنگــهداردویا همچون اسیری بااورفتارنماید،اگرشوهرعشق وعاطفه نسبت به زنش ندارد،این حق زن است که ازبند نکاح او آزاد گشته وشوهرش نباید مانع دربرابرانتخاب یک زندگی جدید بــرای زنش قــــرارگــــیرد"

اینکه زن مایه آرامش،صفا،حلاوت وزندگی هـدفـمند برای شوهــرش است.

ازآیه ( 74)سوره فــرقــان که دعای مــرد مسلمان رابـه شـرح زیــربیان میدارد ومستقیماً فهمیده مــیشود:

تـرجمه: وکسان اند کــه مــیگویـند پــروردگــارا! بــه ما ازهـمسران وفرزندان مان آن ده که مایه روشنی چشمانمان باشند ومارا پیشوای پــرهــیزگاران بگـردان.

    هــمان گــونه که ازآیه کلام الله مجید پیداست وهمچنان براساس نظردانشمندان مسلمان شوهرحق ندارد زنــش را واداربـه تمکین نمـاید ویا امورمنزل را اداره کند،زن هیچ گونه مکلفیت شرعی برای رسیده گی    به امورمنزل ندارد.

(21)

چون عـقد ازدواج چنین تکلیفی را برای زن واجب نساخـته ونه انجام چـنین کاری هدف ازدواج بشمارمی رود، بــاید یادآورشــدکه این امــرنیکووپسندیده دینی است که زن به خانواده خدمت کند، این روش نه فقط شایسته است، بلکه گاهی درجهت تقویت رفع موانع ایشان نیزبه حساب می آید.

    درباره نگهداری ومراقبت مادرازفرزندانش که این آیه ازقرآن کریم ذیلاً صراحت دارد.

ترجمه: (ومادران باید فــرزندان خودرا دوسال تمام شیردهند این حـکم برای کسی است که بخواهد دوران شیرخواره گی را تکمیل نماید وخــوراک وپوشاک آن( مادران ) بطورشایسته به عهده پدراست،هیچ کــس جــزبـه قــدروســعش مکلف نمی شود،هـــیچ مــادری نباید بسبب فرزندان زیان ببینند وهیچ پدری نیزنباید بخاطرفـرزندش ضررببیند ومانند همین احکام برعهده وارث نیزهست.

پس اگرپدرومادربخواهندبارضائیت وصوابدید یکد یگرکودک را زودترازشیربگیرندگناهی به آن دونیست

واگـرخواستندبرای فــرزندان خوددایه بگـیرنـدبرشما گناهی نیست به شرط آن که چیزی راکه پرداخت آن رابه عــهده گرفــته اید به طورشایسته بــپردازیدوازخداپـرواکنید وبدانیدکه خداوند( جل جلاله ) به آنچه انجام میدهــید بــینا اســـت.)

   پــاره ای ازنکات بسیارمهم ایکه درین آیه قرآنی آمده است ازین قبیل اند: مادرباییست به کودک خویش دوســال تــادوســال نیم شــیرداده وازاوپــرســتاری نمایدآن هــم درصورتــیکه بخواهــد،اگــرمادرموافقت نمایدازکودکش پرستاری نماید تمام مخارج اوبــه عهده پدرکودک ویاوارث اواست حتی اگراین زن طلاق شــده بــاشـــد.

اگــرپــدرومــادراین کودک به موافــقت هــمدیگربخواهـنددایه ای برای کودک شان استخدام نماینداین قابل مــلاحــظه اســت.

   پــدرومادرهــردومسئول انجام وجــایب خــویــش بـه بهترین صورت اند وهیچ یک نباید درحق دیگری بی انصافی کــرده وسواستفاده نمایند چه (زن وشوهرباشند وچه طلاق شده باشند) ازین آیه میشود آموخت که قرآن به این وســیله دوتاسـه سال وقفه میان حمل هارا گوشزد می نماید تامادامی که درحال شیردهی وپـرورش یک کودک است حمل به ولادت فرزند دیگری هم زمان بروی تحمیل نگردد.

                                                          

 

اهدا به خواهران  مسلمان                    (22)                                 

پالیسی جندر:

                             

                                                                                           قسمت سوم

دیدگاه قرآن کریم درمورد طلاق:

حل صلح آمیزاختلافات خانواده گی: اختلافات رفــتاری وفکــری درخـــانواده امــرطبعی اسـت وهــرگـز نمی تــوان ازآن انکارنمود.

یکی ازراه هـای معقول ومنطقی حل اختلافات خانواده گی،حفظ رابطه  خوب،صمیمی وصلح آمیززوجین مــــــی بـــــاشــــــد.

داکـــترفـتح عثمان درین باره مینویسد:"اسلام به ما می آموزاند تارابطه ازدواج باییست تازمانی نگهداری شود که نیازهای بنیادی ودوجانبه زوجین باصفا وآرامش قابل تأمین باشد.

 حـتی اگرصمیمیت ومهرآنچنانیکه درابتدابوده باقی نمانده باشد."

درین باره ایشان بـه قسمتی ازآیه 19ســــوره نـــساء اشـــاره می نماید خداوند (جل جلاله) فـــــرموده است.

ترجمه: باآنها(زنان تان) به شایستگی رفـــتارکنید واگـــرازآنان خـوشتان نیامد پس چه بسا چیزی راخوش نمیدارید وخدادرآن مصلحت فـراوان میدهـد.

توصیه به داوری وحکمیت اشخاص خیراندیش:

جــوامعیکه جایگاه بـلندی به ازدواج قـایل اندهـیچگاه طلاق را یک عاقـبت دلخواه نمی دانند،قرآن کـریم  تجویزمیدارد: تــادرصورت بــروزاختلافات میان زن وشــوهـرگامهایی باییست برداشته شود"وداورانی"              بـــه نمایند ه گی ازدوجانب نشسته وراه هــــای حـــل مـــشکل را جستجووپــیوند ازدواج را حــفظ نمایند.

این موضوع درقسمتی ازآیه (35) سوره نساء به ترتیب زیرآمده است:

تـرجمه: واگــرازجــدایی مــیان آن دو(زن وشوهــر) بیم دارید پس داوری ازخانواده آن (شوهر) وداوری ازخانواده ان( زن) تعین کنید اگرسر سازگاری دارند خداوند(جل جلاله)  میان آن دوسازگاری خواهـد دادکه خــــدادانــای آگـــاه اســـت.

(23)

قرآن کریم وقضاوت درمورد طلاق!

درحالیکه قرآن کـــریم،نـشستن داوران هـــردوطـــــرف را بـــرای حل صلح آمـــیزمخالفت هـــای زن وشوهرتجویزمیکند درعین حال خاطرنشان می سازدکه،درپاره ازاختلافات هیچ راه حل جزطلاق موجود نیست،تجویزقرآن کریم درمورد ازدواج وطلاق یک سان است یاباهم بامهربانی زندگی کنید ویابه نیکویی ازهـــم جــداشـــویــد.

مــیشود گفت که راه حل صلح آمیزو اخلاقی ترازاین هرگزوجود ندارد.

درتــــعدادی ازجــــوامع اسلامی طلاق یک پــدیــده منــفور بـه خصوص درمــورد زن طلقی می شــود.                   به گـونه مثال: درقسمت هایی ازپاکستان وقـتی درمراسم ازدواج بـه زنان تـبریک گـفته میشود میگویندکه آنها درخانه شوهرشان به خوشی داخل شوند وفقط بامرگ ازآن خارج گردند.

لازم بــه یــادآوریــست کــه درقرآن کریم هیچ مورد به محکومیت طلاق وجود ندارد(طلاق درلغت بمعنی خـنثی کردن،بـاطل کــردن،وگـــشادن چـیزی مانند گره است) قرآن ازدواج را یک پیمان ومعاهده ای مثل هـــــرمعاهده دیگـــــری میداند درصورت تمایل هریک ازطـــرفین این پیمان قابل لغو وفسخ نیزمی باشد.

بنیاد نگــــرش منفی به طـلاق(وزنان طلاق شده) درجـــوامع مسلمان به حــدیثی مـــنسوب به رسول اکرم           (صلی الله عیه وسلم)  برمیگردد که میگوید: ترجمه حدیث: (ازتمام آنچه جوازیافته وحلال شده اســت زشت ترین آنها نزد خداوند(جل جلاله) طلاق اســـت.)

این امـــراهمیت بسیارزیادی دارد،چون حدیث ذکرشده باعث محکومیت آشکارومسلم طلاق درنزد عــامه مسلمین گردیده است درحالیکه چنین موضع گیری به هیچ وجه درقرآن کریم قابل دریافت نیست.

زنا ن نیزمانند مردان حق درخواست طلاق را دارند:

زنان نـــیزمانند مـــردان حق درخواست طلاقشان رادرصورتیکه روش دیگری برای حل مشکلشان نباشد دارند چنانکه آیه (128) سوره نساءاین مطلب را وضاحت داده ومیگـوید:

تــرجمه: اگرزنی ازشوهـرخویش بیم ناسازگاری ویاروی گــردانی داشته باشد بــرآن دوگــناهی نیست که ازراه صلح آمــــیز بایکـد یگـــربه آشتی گـــــرایند کــه ســـــازش بـــهتراسـت ولی بخل وبی گذشت بودن درنفوس،حـــضوروغلبه داردواگرنیکی کــنید وپـــرهـــیزگـاری پیشه نمائید قطعاً خدابه آنچه انجام میدهید آگــــاه اســــت.

(24)

درشریعت اسلامی صراحتاً به زنان حق داده شده است تادرصورت ضرورت وموجودیت شرایط جدایی میتوانند ازحق خویش برای درخواست طلاق استفاده کنند،دراسلام زن نیزحق این رادارد که درخـواست طلاق داده یاروند طلاق را آغازکند که درشریعت به آن "خلع" میگویند.

خلع بمعنی (خودرهایی،آزاد سازی خود،ورستگاری خویشتن) که درآیه (229)سوره بقره به آن اشـــــاره   شــــده اســــت.

ترجمه: (طلاق رجعی دوباراست پس ازآن یا(باید زن را) بخوبی نـگاه داشـتن یا به شایسته گی آزادکـردن وبــرای شــما روانیست که ازانچه به آنان داده اید چیزی بازستانید،مگرآنکه (طرفین) دربرپاداشتن حـدود خـــدابیمناک باشــند پس اگــربیم دارید که آن دوحدود خدارابرپانمی دارند درآنچه که (زن برای آزادکردن خــود) فـدیه دهــند گناهی به آنان نیست،این اســـت حــدودواحـــکام الهی پس ازان تجاوزمکنـید وکسانیکه ازحدودواحکام الهی تجاوزکنند آنان همان ستمگارانند).

تمام دانشمندان مسلمان موافق اند که درین آیه قرآنی درخواست طلاق ازشوهرش حق بی قید وشرط زنان شناخته شده است چنین روشی برای پایان بخشیدن ازدواج دراسلام را "خلع"میگویند.

درین راستا تعدادی ازروایات موثق وجود داردقرارذیل است:

تـــرجمه: حبیبه هـــمسرثابت بن قـــیس نزد پیامـــبر (صلی الله علیه وسلم) آمـــده درخواست طلاق ازشوهرش را بخاطررفـــتارتوبیخ آمیزشوهـــرش مــطرح کرد، وگفت که ازشوهـرش چنان بیزاراســـت که ازبــرگشتن  به کــفربعدازقــبول اســلام.

حضــرت پیامبر(صلی الله عیه وسلم)  بلافاصله به اودســـتوردادتاُ باغـــی راکه ثابت شوهـــرش درزمان ازدواج      به مهراوداده بود برگرداند وفرمان داد که ازدواج انها باییست منحل گردد.

شرایط وروند طلاق:

به اساس آموزه های قرآن کریم، طلاق یک کنش فوری ویک مرحله ایی نبوده،بلکه روندی اســت که چند ماه رادربرمیگیرد،تعین این روند طولانی دوحکمت آشکاردارد.

اول اینکه: اطمینان حاصل میشودکه طلاق ازروی نیت وقصد منطقی منشاءگرفته اســت،نه ازیک تصمیم  مقطعی،هوس انگــیز وهیجانی.

(25)

دوم اینکه: تجــویـزمیشودتازن وشوهـردرزمان فرایند طلاق،زیریک سقف باهم زنده گی کنند این مورد درقرآن کریم تصریح شده اســـت،تازن وشوهـــردرصورت امکان بتوانند تجدید نظرومصالحه کرده اختلافات شانراکناربگذارند وروابط زنا شوهری خویش را نگه دارند.

شرایط وروندطلاق درتعدادی از آیات قرآن کریم آمده است وحضرت پیامبر (صلی الله علیه وسلم)   وامــت مسلمان را مخاطب قرارداده می فرماید:

تــرجـمه: ای پیامــبر (صلی الله علیه وسلم) چون زنان راطلاق گــوییددرزمانبندی عـده آنان طلاق شان گـویید      وحساب آن عـده را نگه داریـد وازپـروردگارتان بترسید، آنان راازخانه های شان بیرون نکــنید وبــیرون نروند مگراینکه مرتکب کارزشت وآشکاری شده باشند.

این است احکام الهی وهرکسی ازمقررات الله (جل جلاله) پای فراترنهد قطعاً به خودش ستم کرده اســـت، نمی دانی شاید خداپس ازین پیش آمدی پدید آورد،پـس چون عــده آنها بسررسـید یابـه شـایستگی نگـاه شان دارید ویــا به شــایستگی ازآنان جــداشــویــد ودوتن مــرد عادل را میان خود گواه گیرید وگواهی را برای خــدا برپادارید.

این اســـت اندرزبـــه آن کسی کــه بخداوبروزبازپسین ایمان دارد وهــرکسی ازخداپرواکند خدابرای اوراه بــیرون شدنی قـرارمیدهــد.

روندطلاق درآیه (228)سوره بقره نیزبه خوبی توضیح گردیده است:

ترجمه :(وزنان طلاق داده شــده باید مدت ســـه پاکی انتظاربکشد اکــربه خـداوبروزبازپسین ایمان دارند،

بــرای انان روانیست کــه آنچه خـداوند دررحم آنان آفـریده پوشیده دارند وشوهــرانشان اگرسرآشتی دارند  به بازآوردن آنان درین مدت سزاوارتراند ومانند همان وظایف که برعهده زنان است بطورشایسته بـه نفع آنان برعهده مردان است ومردان برآنان درجه ای برتری دارند وخداوند توانا وحکیم است.)

ازآیات بالا موارد زیررا میشود به وضوح آموخت:

1- طلاق بـاید بـعد ازانــدیشدن وفقط زمانی اعلان گـــردد که زنان درمریضی ماهــوارقـرارنداشته باشند.

برمبنای شریعت اسلامی "زنان نباید برمبنای خشم وقـــهر آنی درزمان مریضی ماهــوار" زمانیکه حالت جسمی اش ممکن باعث ناراحتی وتخریش پذیری رفتارش شده  باشد طلاق داده شوند.

(26)

دراینجا میشود ازداستان حضرت ابن عمریاد کرد:

ترجمه : ازابن عمرروایت است که زنش را درحالت مریضی ماهوارطلاق دادوقتی حضرت پیابر(صلی الله علیه وسلم) مطلع شد به اوگفت که اشــتباه کرده وباید رجعت ورزد واگــرهنوزهم قصد طلاق داشـــت مطابق روند تجویزشده  قرآن این کاررا انجام دهـد.

2-    فــــرایند طلاق باید مطابق معیارتجویـــزشـــده ای "عده" که بــرابــربه سـه دوره ای کامل عادت ماهوارزنان است انجام شود وزنان درمدت "عده"نباید ازدواج دیگـری نموده ونه هم حمل خویش را (اگــرحــامله باشند) پنهان نمایند.

3-    درزمان "عده" شــوهـــرمیتواند رابطه زناشویی را اگـــرهــردوموافق باشند دوباره برقرارنمایند باتوجه به حق تقدمی که مردان نظربه آیه (288)سوره بقره دارند.

ترجمه: (وزنان مطلقه باید بعد ازطلاق بــه مدت ســـه بارعادت ماهــانه (ویاســه بارپاک شــدن) ازحیض انتظاربکشند وعـده نـگه دارند تـاروشـن شـود کـه حـامله نیستند واگـردرایمان خود صادق هسـتند وراست     می گــویند که بـه خـدا وروزرستاخیزباوردارند،بـرای آنان حلال نیـست که خداآنچه (اعـم ازجنین یاخـون ماهانه) دررحم ایشان آفــریده اســت پنهان کنند و شوهران ایشان بابر گـرداندن ایشان(به زندگی زناشویی وازسرگرفتن آن) درین مدت "عده" ازدیگران سـزاوارتــراند درصورتیکه شوهــران به راستی خـواهـان اصلاح باشند ونخواهند به هـمسران خود زیان برسانند وخیانت نمایند که درین صورت سروکارشان باخدا اســت وبـرای هــمسران (حقوق وواجباتی) اســت کـه بایــد شــوهـران اداکــنند همان گـونــه کــه بــرآنان (حقوق وواجباتی) اســت کـه بـایـد همسران اداکنند بـه گـونـه شـایسـته ای که بـرابرعرف مردمان وموافق بـاشــریـعت اسـلام بـاشد ومـردان را برزنان برتری(رعایت وحفاظت درامورخانواده گی) اسـت وخـداوند باعزت وباحکمت است وبرای آنان قوانینی وضع می کند که باحکمت سازگاراست.)

4-    بعد ازسررسیدن عده شوهرباید"یاباخوش رفتاری زن را نگهدارد ویابانیکویی ازخود جداسازد".

5-    شـوهـرنـباید زن را ازخـانـه اش بـیرون کـند مگـراینکه آشکارا رفـتاربدی ازوی صادرشده باشد.

6-    درطلاق دادن همسران شـوهـران(باید شـاهـد بـیاورند) دوشـاهـدی کـه بـازنــده گـی زناشویی آنها آشنابوده وبراستگویی معروف باشند.

 

 

(27)

مراحل طلاق درآیات 229-230 سوره بقره چنین آمده است:

ترجمه: طلاق رجعی دوباراسـت، پس ازآن یـابـاید زن را بخوبی نگهداشـتن ویـابـه شـایسـتگی آزادکردن، وبرای شما روانیست ازآنچه به آنان داده اید چیزی بازستانید مگرآنکه (طرفین) دربرپاداشتن حدودخدابیم ناک باشند،پس اگربیم دارید که آن دوحدود خدارا برپانمی دارند درآنچه که زن برای آزادکردن خود فدیه دهد گناهی برایشان نیست.

این اسـت حدود احکام الهی پس ازآن تجاوزنکنید وکسانیکه ازحدود احکام الهی تجاوزکنند آنان همان ستم گـاران انـدواگـرشـوهـربرای بارسـوم اوراطلاق گـفت پس ازآن دیگـرآن زن برای اوحـلال نیـست تااینکه باشـوهـری غـیرازاو ازدواج کـند(وبااوهـم خوابگی نماید) پس اگرشوهـردوم وی راطلاق گفت اگـرآن دو  

هـمسرسابق بپندارند کـه حـدودخدارا برپامیدارند گـناهی بـرآن دونیست کـه بیک دیـگربازگـردند وایـن هـا حدوداحکام الهی است که آنرا برای قومی که میدانند بیان میکند.

مراحل فرایند طلاق:

مراحل فرایند طلاق قـرارذیل است:

الف- زمانیکه شـوهـرطلاق میکند عده آن سه ماه است درین مدت همسران میتوانند مصالحه کرده رجعت نمایند وازدواج شان را نگاه دارند.

ب- بعد ازاتمام عـده وانجام طلاق اول درصورتیکه زن شوهـرنکرده بـاشـد امکان بـرگـشت مـوجود است اگـربعد ازمدتی شـوهـردوباره طلاق را به زبان می آورد عـده دوم سـه مـاهـه آغازمیگرددکـه درین دوره همچودوره پیشین رجعت دوباره مشروع است.

ج- بـعد ازدومـین عــده ودومین طلاق هـنوزهـم امکان مصالحه ورجـعت مـوجود است درصورتـیکه زن شـوهـرنکرده باشد اگـربعد ازمدتی شوهـربازهم طلاق رابرای سومین باربه زبان آورد متعاقب آن سومین عده آغازمیگردد،باپایان سومین دوره عده اگرهنوزمصالحه صورت نپذیرد پس طلاق سوم هم کامل میشود.درین حالت رجوع ومصالحه باهم ناممکن وغیربرگشت میشود.

د- بعدازسومین طلاق ازدواج دوباره این دونفرکه قبلاً همسرهم بودند فقط درصورتی ممکن است که ابتدا

مـرددیگـری را ازدواج کـند.

(28)

(حلاله) سپس آن مرد اوراطلاق بدهد ویابمیرد.

بـنابـرآنچه گـفته آمـدیم ازهـدایات قرآن کـریم درمـورد طلاق بـه طـورآشکارمعـلوم میگـرددکـه نگـرانی بسیارعمیق وشدید برای مصئونیت حقوق زنان دراسلام وجود دارد.

هـرچندکه ظاهروباطن این فـرامین عملاًدردفترهای معمول وعنعنوی مسلمانان درپاکستان،هند،بنگله دیش وکشورهای دیگرنقض میگردد.

پدیده نخست: عموماًشامل" سه طلاق" میشود وسـه طلاق آن راگـویند که مردسه بارپیهم به زن خودبگوید

(مـن توراطلاق میدهم) یابه نیت طلاق سـه بارطلاق گوید.

پدیده دوم: عملیه ایست که آنرا"حلاله" (حلال کردن،مشروع ساختن) گفته میشودکه مردبعد ازتکمیل سـه طلاق وسومین عده زن بامرددیگری ازدواج وهم خوابگی کند وبعداًمردآنرا طلاق بدهد شوهرمیتواند آنرا دوباره ازدواج نماید.

فـرمان خداوند (جل جلاله) بـرای هـمین مورد تجویزشـده است تابه زن بعدازاینکه دوره های طولانی طلاق را سپری کرد فرصت بدهـد تازندگی جدیدی را باشوهرجدید آغازکند هرچند حلاله (آنچه درعرف معمول اســـت) ابتدابــه مــردفــرصت همان کــاری رامیدهـد وقرآن کــریم بــرای جلوگــیری ازآن چنین حکمی         وضـع کـــرده اسـت.

دراین جاباید یاداورشدکه تعدادی ازاحادیث پیامبر(صلی الله عیه وسلم) وجود داردکه علیه عرفهای ناپسند"حلاله" (ازدواجها ی ازقبل پیش بینی شده که زن رادرنکاح کسی دراورند وازاوتعهد گـرفـته باشـند که اوفـوراً آن زن را طلاق داده وبگذارد بــه نکـاح شخص اولی کــه طلاقــش داده اســت درآیــد) چنین توطیه ها توسط حضرت پیامبر(صلی الله عیه وسلم)  محکوم گردیده وبه زنا تشبه شده است.

تـرجمه حــدیث: عــقبه بـن عامـرمیفــرمایـد: پیامبــر(صلی الله عیه وسلم)  فــرمــودنــد آیاشمارا بــه تکه عـاریتی (طلبک)خبرندهم؟ فـرمودند آری یارسول الله! پیامبرخدا(صلی الله عیه وسلم)  فرمودند: کسیکه حلاله میکند لعنت خدابادبرکسی که حلاله میکند ولعنت خداباد برای کسی که برای اوحلاله میشود.

ترجمه حدیث:ازحضرت علی رضی الله عنه روایت است (اسماعیل راوی حدیث ازحضرت علی میگوید)

بگمان اغلب حضرت علی حدیث راازپیامبر(صلی الله علیه وسلم) نقل نمود که رسول الله (صلی الله علیه وسلم) فرمودند:

(29)

لعنت خدابادبرکسی که "حلاله" میکندوکسی که برای آن زن "حلاله" میشود(منظورشوهرقبلی زن است.)

حمایت ازحقوق زنان درصورت"ایلا" و"ظهار":

"ایلا"یا(عهد پرهیز)این یک عنعنه رایج پیش ازاسلام بود که طی آن مردان به دلایل مختلف عهدمیکردند تاازمقاربت بازنان شان برای مدت نامعینی پرهیزنمایند.

واین ایلابــرای مــدت نامشخصی وگاهــی تمام عــمربــه حــالت تعلیق گذاشته میشد که زن نه جایگاه یک همسررا داشـت ونه طلاق دریافــت میکردتا بامرد دیگری عـروسی کند.

قرآن بادرک ایـنکه این وضعیت تـاچه اندازه میتواند برای زنان دردناک ورنج آورباشد برای "ایلا"مدت معین تجویزکرد، چنانچه قرآن کریم درآیات 226-227 سوره بقره میفرماید:

ترجمه: (بــرای کسانیکه بــترک همخوابگی بازن خـود سـوگند میخورند"ایلا"چهارماه انتظارومهلت است پس اگــــربــه آشتی بــازآمــدند خداوند آمرزنده ومهربان است واگرآهنگ طلاق کردند درحقیقت خداشنوا    ودانا اســت).

درمـورد"ایلا" بــایــد گـفت کــه امـــروزه بسیارمعمول نیست ولی مــیشود درپاکستان وهــند نمونــه هایی ازیــن را یــافــت.

"ظهار" بمـعنی( شـبیه سـاخـتن عـضوی ازاعـضای هـمسربیـکی ازاعضای مـحارم( مانـند مادر وغـــیره می بـاشــد) این عنعنه گونه ای ازطلاق معمول درعرب پیش ازاسلام بود که مردبه همسرش میگفت"مثل مادرم باشی" ویاپشتت مانند پشت مادرم است" وبعضی ازمسلمانان هم هنوزبه آن عمل میکنند.

قرآن کریم درآیات 1-4  سوره مجادله به این موضوع اشاره میکند:

ترجمه: (خداوند (جل جلاله) گفتارزنی راکه درباره شوهرش به تو گفتگو وبه خدا (جل جلاله) شکایت میکرد شنید وخــدا گفتگوی شمارا میشنود،زیـرا خـدا(جل جلاله) شنوای بینااست ازمیان شما کسانیکه زنان شان را (ظهار) میکنند ومیگویند( پـشت تـو چـون پـشت مادرمن اسـت) آنان مادران آنـان نـیستند مادران آنها تنها کسانی اندکه ایشان رازاده اند وقـطعاً آنها سخن زشت وباطل میگویند ولی خدا (جل جلاله) مسلماً درگـذرنده وآمـرزنده اسـت وکسانیکه زنان شان راظهارمیکنند،پـس ازآنچه گفته اند پشیمان میشوند برایشان (فرض) است پیش ازآنکه بایکدیگرهمخوابگی کنند بنده ای راآزاد گردانند این حکمی است که بدان پند داده میشوید

(30)

وخداوند(جل جلاله) به آنچه انجام میدهید آگاه است وآن کسانیکه به آزادکردن بنده دسترسی ندارند باید پیش ازتماس (بازن خود ) دومـاه پیاپی روزه بدارد وهـرکـه نتواند بایـد شصت بینوارا خوراک بدهد این حکم بـرای آن اسـت که به خدا (جل جلاله) وفرستاده او ایمان دارید واین اســت حدود خدا(جل جلاله)، وکافران را عــذابی پردرد خواهد بود.)

درعرب قبل ازاسلام این نوع طلاق نهایی وغیرقابل برگشت شمرده میشد واما زنیکه به این ترتیب طلاق مــیشد حق ازدواج دوباره را نــداشت وتاپایان عمربــاییست درقید شوهـراولی که طلاقش داده بود میماند.

درجـواب شکایتی کـه زنان به پیامبر(صلی الله علیه وسلم) آوردنـد ایـن رسم ستم بـاربـانزول آیات 1- 4 سوره مـجادله ازمـیان رفـت.

جایگاه مادربودن ازدیدگاه قرآن کریم:

قرآن کریم نقش حیاتی مادررا درزندگی فـــرزندانش بسیار بااهمیت میداند چنانکه درآیه اول سوره نساء انسانهارا به تقدیس خـداوندی که همه چیزرا آفــریده است ومادریکه مارابه دنیا آورده است توصیه میکـند خـداونـد (جل جلاله) درین مورد میـفرماید:

ترجمه: (ای مــردم ازپــروردگارتان که شمارا ازنفس واحد ی آفـریده وجفتش را نیزازاو آفریده وازآن دو مــردان وزنان بسیاری پــراگنده کرد پروادارید وازخدائیکه بنام اوازهم دیگردرخواست میکنید پروانمایید وزینهار ازخویشاوندان مبرید که خداهمواره بشما نگهبان است).

 درین آیـــه قرآنی ازرحم یادمی گـــردد کـــه مورد بسیارمهمی اسـت چون دوتاازنامهای بزرگ خداوند         (جل جلاله) (رحمن) و(رحیم) هـردومشتق ازکلمه رحم بمعنی (زهدان است).

بااستفاده ازتعبیرمورد نظرقرآن کریم برای توصیف صفات بسیاربزرگ خداوند(جل جلاله) قرآن سعی دارد تالطف ورحمت خداوند(جل جلاله) به مخلوقاتش را بامهربی پایان مادر به فرزندش تشبیه کرده وبدین وسیله مارا درس مهم بیاموزاند.

لازم به یادآوری اسـت که واژه"امه" یا"امت" یک اصطلاح قرآنی برای جامعه اسلامی است ازواژه "ام" به معنی مادراشتقاق یافته است.

 

(31)

ازین قرینه نیزمی آموزیم که قرآن رابطه جـامعه اسلامی "امـت" را باافـراد این مجموعـه همچون رابطه
مادربافـرزندانش نیک ومحبت آمیزتوصیه میکند.

خداوند(جل جلاله) درمورد جایگاه مادرمیفـرماید:

تـرجمه: وانـسان را دربـاره پـدرومادرش سفارش کـردیم مادرش به او باردار شـد،سستی بـرروی سسـتی وازشـیر بازگـرفـتنش دردوسال اسـت، آری (به  اوسفارش کـردیم) که شکرکذارمن وپدرومادرت باش که بازگشت همه بـه سوی من اسـت واگـرتورا وادارنـد تادرباره چیزیکه تورا بـدان دانشی نیـست بمن شرک ورزی ازآنان فـرمان مبرولی دردنـیا به خوبی به آنان مباشرت کـن وراه کسی را پیروی کن که توبه کنان بسوی من بازمی گـردیـد وسرانجام بازگشت شما به سوی من است پس ازحقیقت آنچه انجام میدادید شمارا باخـبر خـواهـم کرد.)

ازتوضیح آیات فـوق معلوم میگـردد که نیکی بـه پـدرومادر وپرستش خدای یگانه درچندین آیه درکـنارهم خاطـرنشان میگردند( بقره 83،نساء 36 وانعام15)

خـدمت ونیکویی بـه مادر خصوصاً درقرآن کـریم واحادیث رسول اکرم (صلی الله علیه) وسلم به قـوت مورد تأکید قرارگرفته است به اساس دستورات قرآن کریم شرک به خداوند(جل جلاله) یک گناهی نابخشودنی نزد خـداوند است،قرآن کـریم درآیه 15 سوره لقمان می فـرماید:

تـرجمه: (هـرگاه آن دو یعنی پدرومادرتلاش وکوشش کنند که چیزی را شریک من قـراردهی که کم تـرین آگاهی ازبودن آن "کــوچکترین دلـیل به اثبات آن" ســـراغ نداری ازایشان فـــرمان بــرداری مکن چراکه درمـسئله عــقایــد، کـفر وایمان همگامی وهـــمراهی جــایـزنیست ورابطه باخــدا مــقدم بــررابــطه انسان باپدرومادراست واعتقاد مکتبی برتر ازعواطف خویشاوندی است ولی درعین حال باایشان دردنیا به طرز شـایسته وبه گـونـه باییسته رفـتار کـن وراه کسانی را درپیش گـیرکـه بـه جانب من"بایکتا پرستی،اطاعـت وعـبادت" روکــرده اند بعد هم همه به سوی من برمی گـردید ومن شمارا ازآنچه که دردنیا می کردید آگاه می سازم وبرطبق اعمالـتان کیفـروپاداش میدهـم.)

نیکی بـه پـدرومادر باردیگـردرایه  (15) سوره احقاف یادشده ودرآن ازدرد زایمان که مادردرزمان حمل ولادت وشیردهی فـرزند تحمل می کند ذکـرشده است.

 

(32)

تـرجمه: وانسان را نسبت بـه پدرومادرش بـه احسان سفارش کردیـم، مادرش باتحمل رنج بـه اوباردارشـد وبـاتحمل رنج اورا به دنیـا آوردوبابـرداشتن وازشیرگرفـتن اوسی ماه اسـت تاآنگاه کـه بـه رشد کامل خود بـرسـد(بـه چهل سالگی) بـرسـد، میگوید:پروردگارا بردلم بیفگن تانعمتی را که به من وپدرومادرم ارزانی داشـــته ای ســپاس گــویم وکارشـــایـــسته انجام دهم که آنـــرا خوش داری وفــرزنــدانم را بــرایم شایسته گردان،درحقیقت من به درگاه تو توبه آوردم ومن ازفرمان پذیرانم.)

خــوش رفــتاری دربرابرپدرومادر درهمه حال توصیه شده  بخصوص زمانیکه آنان به پیری میگرایند که این مورد درآیات 23-24 سوره اسراء به قرارذیل توصیه شده است.

ترجمه: (وپــروردگارتومقررکــردکه جــزاورا مپـرسـتید وبه پـدرومادرخود احسان کنید اگریکی ازآن دو یاهـردو درکنارتو به سـالخورده گــی رسـیدند به آنها حتی"اف" مگووبه آنان پــرخاش مکـن وباآنها سـخن شـایسته بگو وازسرمهربانی بال فـروتنی برآنان بگستر وبگو پروردگارا آن دورا رحمت کن چنان که مرا درخوردی پروردند.)

جایگاه مادربودن ازدید گاه پیامبر بزرگ اسلام:

توصیه قرآن کریم مبنی برتکریم، تواضع، ادب، مهربانی، قـدرشناسی، حق شناسی، وخــدمت به والدین  به خصوص مادرمکرراً بااحادیث گرانبار حضرت نبی کریم صلی الله علیه وسلم نیزتقویت شده است که معروفترین احادیث ذیلاً نقل میشود:

ترجمه حدیث: حضرت انس (رضی الله عنه )ازرسول الله (صلی الله علیه وسلم) روایت میکند(جنت زیرپای مادران است)

ترجمه حدیث: مــردی به خـد مت رسول اکــرم صلی الله علیه وسلم رسیده پـرسـید؟ ای رسول خدا ازمیان انـسانها کدام یک شایســته تــرین آنها به محبت من است؟ آن حضرت (صلی الله علیه وسلم) فرمودند: (مادرت)

مــردپــرســید دیگــرچه کسی شایسته است؟ آن حضرت (صلی الله علیه وسلم) فــرمودند: (مادرت) مردپــرسید دیگــرچه کسی؟ آن حـضرت صلی الله علیه وسلم فرمودند:(مادرت) مردپــرســید د یگر چه کسی اینبارآن حضرت (صلی الله علیه وسلم) فرمودند: (پدرت)                    ادامه دارد...

 

          (33)                                         

 اهدابه خواران مسلمان!                                                                                             

     قسمت چهارم                                                                      

            حقوق اساسی زنان ومردان ازدید گاه اسلام :

مأخذ شریعت اسلامی: قبل ازبحث درمورد حقوق  اساسی بشردراسلام، بهتراست تادرمورد شــریعت اسلامی وضاحت داده شود،چون مانند ادیان بزرگ دیگر،شریعت اسلامی ازیک مأخذ منفرد اخذنشده است.

 هـــرگاه ازمسلمانان درمورد مأخذ شـریعت اسلامی پرسیده شـود به مأخذهای ذیل اشاره می نمایـند:

قرآن : کــتاب وحی الهی اســت که به وســـیله جــبرئیل امین بــه حضـرت محمد(صلی الله علیه وسلم) نازل         گـــــردیده اســـت.

سنت: رفتارعملی آن حضرت  (صلی الله علیه وسلم)  وحدیث گفتارآن حضرت   (صلی الله علیه وسلم)  می باشد.

فقه یامذهب: (مکاتب حقوقی اســلام) که ناظم دیدگاه ها ی متفاوت زندگی مسلمانان اســـت که پهلو های مختلف نیازمندی های حقوقی مسلمانان را تنظیم نموده اســـت.

قرآن کریم برای همه مسلمانان منحیث فرمان کبیر درمورد حقوق بشر است  وقسمت اعظم آن انسان هارا ازوابستگی ها،سنت گرایی ها،(اســتبداد مــذهبی، سیاسی، اقتصادی وغــیره) وا بســته گی هــای قبیلوی، نژادی، جنسی، برده گی وسایر موضوعاتیکه مانع واقعیت بخشیدن بینش های اسلامی درمورد سرنوشت انسان ها، آن طوریکه دراعلامیه های کلاسیک آمده میرهـانـد.

خـداوند (جل جلاله) میـفرمـاید:

ترجمه: (این قرآن مردمان را براهی رهنمود میکند که مستقیم ترین راه هـا( برای رسـیدن به سعادت دنیا وآخرت) اسـت وبه مؤمنانیکه برابردستورات آن کارهای شایسته وپسند یده می کنند مژده میدهدکه برای آنان درسرای دیگرپاداش بزرگی بنام بهشت اسـت.)

ازدیدگاه قرآن کریم، این حقوق زمانی وضع شدندکه خداوند (جل جلاله)  مارابحیث انسان خلق نموده است این نکته قابل یادآوری است زمانی که ازحقوق اساسی بشر یاد آوری میشود، قرآن کریم تفاوت میان زن ومرد قایل نیست وزنان ومـردان ازیک حقوق مساوی برخوردارمیشوند.

 

 

(34)

این هم قابل یادآوری اســت که دراسلام حقوق اساسی نه توسط انــسان مقنن ویادولت بلکه توسط خداوند  (جل جلاله) اعطا گردیده اســت وحقوقیکه توسط خداوند (جل جلاله) اعـطاشده باشد بشرحــق منسوخ نمودن ویامنسوخ دانستن آن را ندارد این حقوق ذیلاً یرشمرده میشود:

حق زنده گی:

قــرآن کریم باحمایت ازارزش وحــرمــت حیات انــسان درآیه (151) ســوره انعام چنین بـیان مــیدارد:

ترجمه: (بگـوبیایید تاآنچه را پروردگارتان برشما حــرام کرده برای شما بخوانم،چیزی را به اوشـریک قـرارمدهید وبه پدرومادراحسان کنید وفرزندان خودرا ازبیم تنگد ستی مکشید ما وشما وآنان را روزی میدهیم وبه کارهای زشت چه علنی وچه پوشیده نزدیک مشوید ونفسی راکه خدا حرام فرموده جزبه حق مکشید این هاست که خداشمارا به انجام دادن آن سفارش کرده است تاکه بیندیشید.)

درآیه (32) سوره مائده میفرماید:

تـرجمه: (ازین روبــرفـــرزندان اســـرائیل مقـررداشــتیم هــرکــس کـسی را جــزبــه قــصاص قــتل ویــا به کیفرفسادی درزمین بکشد چنان است که گویی همه مردم راکشته است وهرکس کسی رازنده بداردچنان است که گویی تمام مردم رازنده داشته است وقطعاًپیامبران مادلایل آشکاری بـرای آنان آوردنـد بااین همه پس ازآن بسیاری ازایـشان زیـاده روی می کنـند.)

ازآیات فوق الذکرمعلوم میشود که خداوند(جل جلاله) قبل ازهرچیز د یگری بحق حیات انسان ها به عـنوان حق اسـاسی آنها ارج میگـذارد وبــرای دفـاع ازآن قـیودات معین وسختگیرانه ای را وضع نموده اســت.

حق احترام وکرامت انسان :

خداوند (جل جلاله) درین راستا میفرماید:

ترجمه:(براستی مـافـرزندان آدم را گـرامی داشتیم وآنان رادرخشکی ودریـا بــر"مـرکب هـا" برنـشاندیـم وازچیزهای پاکـیزه بــه ایشان روزی دادیم وآنها را بـربسیاری ازآفـریده های خـود بـرتری آشکاردادیم.)

ودرجای مـیفرمـاید:

ترجمه: (ماامانت "الهی وبارتکلیف" رابرآسمانها وکوه هاعرضه کردیم پس ازبرداشتن آن درهراس شدند

ولی انسان آنـرابرداشـت بـراستی اوستم گـری نادان بود)

 

 

(35)

ودرجای دیگرمیفرماید:

ترجمه: (براستی انسان را درنیکوترین اعتدال آفریدیم سپس اورا به پستترین مراتب پستی بازگردانیدیم مگرکسانی راکه گرویده وکارهای شایسته کردندکه پاداشی بی منت خواهند داشت.)

قابلیت تفکر،اندیشه ورزی وتفکیک خوب ازبد،این ها همان توانایی هایی اند که به انسان باوجود ازخاک بودنــش ازجانب پروردگاراعطاشــده اســت تاجایگاه جــاینشنی خداوند (جل جلاله) رادرزمین داراباشــد.

بـنااً برای زنده گانی دنــیا درعالم خاک قوانینی متناســب باحیات فــزیکی ومادی انسان وضع گـردیده که باییست رعایت گــردند،بارعایت این محدودیت ها بـاقـوانین وضع شــده الهی بــتواند ازحق احــترام وحق کـرامت او دفاع وپاسداری بهترنماید.

حق عدل وانصاف:

قرآن کریم تأکید زیادی درموردانصاف وتأمین عدل وبرابری نموده اسـت چنانچه درآیه (8) سوره مائده میفرماید:

ترجمه: (ای کــسانیکه ایمان آورده اید برای خدا بداد"دادخــواهی"برخــیزیدوبه عدالت شهادت دهید والبته نباید دشمنی گــروهی شمارا بران واداردکه عــدالت نکنید، عـدالت کنید که آن به تقوی نزد یکتــراســت وازخداپروادارید که خدابه آنچه انجام میدهید آگاه است.

باردیگــراین فــرمان الهی درســوره نـــساء آیه (135) باروشنی بیشترمــورد تأیید قــرارگــرفـته اســت.

تـرجمه: (ای کسانیکه ایمان آورده اید پیوسته به عدالت قــیام کنید وبرای خدا گواهی دهید هـرچند به زیان خودتان ویا به زیان پدروما درویاخویشاوندانتان باشد،اگریکی ازدوطرف دعــوی توانگریانیازمند باشــند بازخدا به آن دوازشما سزاوارتراست پس ازپی هوس نرویدکه درنتیجه ازحق عدول کنید واگربه انحراف گرایید یااغراض نمایید قطعاً خدابه آنچه انجام میدهید آگاه است.)

قرآن کریم درزمینه عدالت دومفهوم را افاده می نماید: عدل واحسان. بطور الزامی هردو کلمه برای تأمین عدالت استفاده میشوند ولی عین معنی راندارند.

عدل به معنی مساوی بودن نه کم ونه زیاد را افاده میکند."درمحکمه عدل،ادعای هردو جانب دعوی،باید بطوربیطرفـانه موردبررسی قرارگــیرد بدون آن که به طرفی فشاروارد گردد عدالت معرف تعادل اســت درست مانند ترازویی که برابرباشد."

 

 

(36)

عدل چیست؟

جـلوگیــری ازافــراط وتفریط نه زیاد ونه کم درمــوردعــدل نمادی مــانــند ترازو عــرضــه شــده اســت.

چنـا نچه خداوند (جل جلاله) میـفرماید:

تــرجمه: (هــیچ بـردارنده ای بارگـناه کسی رابرنمی دارد و بــه تحقیق که بـرای انسان جـزحـاصـل تلاش  

اونیست.) منظورآشکارقرآن کریم درمورد تأمین عدل مبین آن اسـت:

هـمان طورکـــــه درمکافات بــاییست عـدل اجـراگــردد،درمـجازات نیزبــاییست یکـــسان تأمین گــــردد.

چنان که برای جرایم بی عفتی ،قرآن کریم مجازات یک سانی را برای زن یامــردیکه جــرمشان ثابـت شــده باشد حکم می نماید،ولی برای طبقات مختلف زنان مجازات متفاوت برای ارتکاب عین جرم وضع گردیده اســت، مثلاً یک کنیزنصف مجازات یک زن آزاد مســلمان را دریافــت کــرده ودرصــورتیکه هــمسران پیـامــبر(صلی الله علیه وسلم) چنین گناه را مرتکب شوند مجازات آنها دوبرابرزنان آزاد خواهد بود.

قــرآن کریم زنان پیامبر(صلی الله علیه وسلم) راکه رفــتارآنها الگوی دیگران اسـت به دوبرابرمجازات معمول محکوم کــرده وکنیزان رابادرنظرداشــت فـــشارهای ممکن به نصف مجازات معمولی مــحکـوم میکــند.

جهت دانستن مفهوم کلمه (امــت) جامعه دلخواه راکه قــرآن کریم مجسم می ســازدبایدبدانیم که لغت (امت یاامه ) ازکلمه (ام ) به معنی مادرگـــرفته شـده اســت،نمادیست ازمادرومحبت مـــادری ومهربانی وی که بادوصفات خـــداوند (جل جلاله)  یعنی (رحمن) و(رحیم) کـــه هــردوی این صفات نیزازریشه رحــم بمعنی (زهدان) یارحم زن که جنین دران پرورش مییابد.) گرفته شده اســت.

(امه) یا(امت) ازدیدگاه قرآن کریم رفتاری اســت که باعـطوفت مادری مواظب تمام اعـضایش باشد،همان گونه که مادرمسئول مواظبت ازفرزندانش می باشد،هرچند نیازهای همه اطفالش مساوی نبوده وهــرکدام نیازمندی مشخص خویش رادارند.

حق آزادی:

قرآن کریم درارتباط به آزادنمودن انسان ازهـرنوع وابستگی بطورجدی پرداخته اســت قــرآن کریم درآیه (79) سوره آل عمران باتشخیص تما یل های انسانی به استبدادوستم گـری به طورواضــح تأکید می نماید.

ترجمه: (هــیچ بشری رانه سزد که خدا (جل جلاله) به او کــتاب وحکم وپیامبری بـدهـد سـپس اوبـــه مــردم بگوید بجای خدابنده گان من باشید بلکه باید بگـوید به سبب آنکه کتاب آسمانی راتعلیم میدادیـدوازآن روکه

 

(37)

درس میخواندیدعلمای دین باشید. عـــرف برده داری ازموضوعات مهم درزمینه آزادی انـسانها درقــرآن کریم است، درعرب قبل ازاســلام،برده داری درکشورعربستان بطوروسیع رایج بود واقتصاداعراب هم وابســته به آن بود قـــرآن کـــریم نه تنها بالای بـــرخـــورد انسانی بابـــرده هـــا تــوصیه مینماید بلکه به طورمکرربالای رهایی برده ها تأکید می نماید. طوریکه درایه (3) سوره محمد آمده است:

تــــرجمه :(پس چـون باکسانیکه کـــفرورزیده اند بــرخـــوردکنید گـــردنهایشان رابـــزنید تاچــون آنان را درکشتارازپای دراوردیدپس اسیران را استوار دربند کشید سپس یابه آنان منت نهید وآزادشان کنید ویافدیه وعوض ازایشان بگیرید تادرجنگ اسلحه برزمین گذاشته شود،این اســت دستورخدا واگــرخدامی خواست ازایشان انتقام می کشیدولی فــرمان پیکارداد تابرخی ازشمارا به وســیله برخی دیگربیازمایدوکسانیکه در راه خدا کشته شده اند هرگز کارهایشان را ضایع نمی کند.)

دررابطه به اهـمیت عـــلم وتحصیل برای زنان ومردان،پیامبراکـــرم (صلی الله علیه وسلم) دســـاتیر روشنی داردکه ذیلاً ذکرمی گردد:

ترجمه حدیث: (تحمل کرده نمی تواند مــرا آســمان وزمین من ،ولی تحمل کـــرده می تواند مرا قلب بنده مؤمن) دلالت برفضیلت انسان داردعراقی وابن تیمیه ابراز داشتند که اصل حدیث را به ســند صحیح پیدا نکردیم وامام احمد وابن حنبل درکتاب زهد خود ازوهب ابن منبه آن رانقل نموده است.

ترجمه حدیث: حضرت نعمان بن بشیرروایت میکند که آن حضرت (صلی الله علیه وسلم) فرمودند:

(روزقـــیامت رنگ قـــلم عــالم بــاخــون شــهید وزن کرده می شــودکه رنگ قــلم عالــم برتری پـیدامیکـند.)

قـــرآن کـریم واضحاً پدیده بـرده داری را که آزادی اسیران جنگی که دربرابرفـدیه بود ازمیان بــرداشــت وبدین وسیله ریشه های عنعنه برده داری را به طورقانون مندمورد تهاجم قرارداد.

درین مـــورد بزرگــترین زمانت برای آزادی فــردی مسلمانان همان فــرمان قرآنی اســت که می فرماید:

ترجمه: (ما،بلی،فقط مازنده می گردانیم ومی میرانیم وبازگشت مردمان بسوی ما است وبس.)

روی این ملحوظ "فقط خداوند اســـت که انسان را محدود می سازد" معیارجـداکننده نیک وبد، حق وباطل تنها خداوند (جل جلاله)اســـت.

تعداد ی ازآیات قـرآن کـریم بیان میدارند که مسئولیت حضرت محمد (صلی الله علیه وسلم) رســـاندن پیام الهی  به انسان ها است ولی نباید آنهارا مجبوربه قبول دین بسازد.

 

(38)

چنانچه قرآن کریم میفرماید:

ترجمه:( اجبارواکراه درقبول دین نیست چراکه هدایت وکمال ازگمراهی وضلال مشخص شده اسـت، بناَ برین کسیکه ازطاغوت" شیطان وبت ها ومعبودهای پوشالی وهــرموجودیکه برعقل بشورد وآنرا ازحق مــنصرف کند" نافــرمانی کندوبخدا ایمان بیاورد،به محکم ترین دســتاویزدرآویخته اســت واورا ازسقوط وهلاکــت میرهــاند واصلاً گسستن ندارد وخــداوند شنوا ودانا اســت وسخنان پنهانی وآشکارمــردمـان را میشنود وازکردارکوچک وبزرگ همه گان آگاهی دارد.)

این آیه قرآنی حتی آزادی دینی ومذهبی را تضمین میکند تاپیروان دیگرادیان که درجامعه اسلامی زندگی می کنند بتوانند مراسم دینی ومذهبی خویش را برگذارنموده ومورد هیچ نوع تبعیض قرارنگیرند.

تــوان گفــتن حقیقت (سخــن حـق) نــیزشــامل حــق آزادی انســان میــشود وحق یکی ازمهم ترین صفات    خداوند(جل جلاله) است، حمایت ازحق مسئوولیت وحق اساسی انسانها است که یک مسلمان حتی درمواجه شدن به خطرازآن نباید صرف نظرکند.

حق تحصیل علم:

  قــرآنکریم تأکید زیادی به اهـمیت تحصیل علم دارد، علم ازصدراســلام درمـحراق توجه قرارداشته است طوریکه درآیات (1-4)سوره علق میفرماید:

ترجمه:(بخوان بنام پروردگارت که آفرید،انسان راازعلق آفرید،بخوان وپروردگارتوکریم ترین کریمان است، همان ذاتیکه به وسیله قلم آموزاند آنچه راکه انسان نمی دانست به تدریج به اوآموختاند.)

قابل یادآوری است که کلمه انسان که درین آیات ذکرگردیده شامل زن ومرد میگردد.

خداوند (جل جلاله) درسوره زمرازبرابرنبودن انــسان های آگاه واهــل عـلم به آنانیکه علم ندارندپرده برمی داردوسـوال گــونه می فــرماید:

ترجمه: (بگوآیاکسانیکه میدانندوکسانیکه نمی دانندیکسان اند تنها خرد مندان اند که پندپذیراند.)

ازدیدگاه قرآن کریم علم نیازاساسی برای داشتن دنیای عدل گسترداردتا زنده گی وآسایش وصلح واقعی دران ممکن گردد،قرآن کریم تأکید بیشتری بالای اهمیت آموزش علم درشرایط جنگ هم دارد.

چنانچه میفرماید:

ترجمه: (وشایسته نیست که مؤمنان همگی برای جهاد کوچ کنند پس چرا ازهرفرقه ای ازآنان دسته ای کوچ نمی کنند تــادسته ای بمانند ودردین آگــاهی پیــداکنند وقــوم خـودرا وقتی بسوی آنان بازگشتند، بیم دهــند تاباشندکه آنان ازکیفرالهی بترسند.)

(39)

حق نفقه (تغذی:)

خداوند(جل جلاله) درآیه (6) سوره هود می فرماید:

ترجمه: (وهیچ جنبنده ای درزمین نیست مگرآنکه روزی اش بعهده خداست واوقرارگاه ومحل مردنش را میداند، همه این ها درکتاب روشن ثبت است.)

این قانون کبیراسلام دراموراقتصادی واجتماعی است همه چیزملکیت خداســــت نه ازآن کــسی دیـــگر.      پس بهمین دلیل همه موجودات حق دارند بدون تبعیض ازملک خداوند(جل جلاله) بهره مند گردند چــنانچه درآیه (165) سوره انعام میفرماید:

ترجمه: (واوســت که شمارا درزمین جانشین یکدیگرقراردادوبعضی ازشما را بربرخی دیگــربه درجاتی برتری دادتــاشما را به آنچه به شما دا ده اســت بیازماید.آری! پــروردگارتو زود کیـفراســت وهــم اوبس آمرزنده ومهربان اســت.)

ودرآیه (15) سوره ملک میفرماید:

ترجمه: ( اوکسی است که زمین رابرای شما رام گردانید پس درفراخنای آن رهسپار شوید وازروزی خدا بخورید ورستاخیز بسوی اوست.)

 همچنان کسانیکه دارای قدرت اقتصادی و سیاسی اند نباید دیگران را ازسهولت هایی که خداوند(جل جلاله) برای ایشان خلق کرده اســت محروم سازند ویا ازمنابعی که  خــداوند (جل جلاله) برای آرامش بــشریت خلق کــرده اســت استــفاده نمایند.

حق کار:

طــوریکه قرآن کریم بیان نموده اســت تمام انسان ها اعم ازمردوزن حق دارند تاکارنمایند اگرکاردرمقابل مزد باشد یارضاکارانه،مزدکارباید برای کسی داده شود که کارنموده است اگرمردباشد یازن.

طوریکه درآیه (22) سوره نساآمده است:

ترجمه: (زنهارآنچه راخداوند (جل جلاله) بسبب آن بعضی ازشـمارا بربعضی دیــگربرتری داده آرزومیکند برای مردان ازآنچه به اختیارکسب کرده اند بهره ای است وبرای زنان نیزازآنچه به اختیارکسـب کرده اند بهره ای است وازفیض خدا درخواست کنید که خدا بهرچیزی دانا ست.)

 

 

(40)

حق بهره مندی اززیبایی وسلامتی وسایرنعمات خداوند(جل جلاله):

تمام اشیای خوب وزیبادرزنده گی که ازآن صریحاً منع نشده اند برای اهل ایمان حلال وقابل استفاده است.

به این اسـاس هــرانسان حق داردازپدیده زیبایی وســـلامتی استفاده مشروع نموده به بهانه ریاضت وترک دنیا نباید نعمات الهی را نادیده بگیرد.

قرآن کریم ریاضت افراطی،ترک دنیاوسایر اعمالی راکه کشتن نفس خوانده میشود مردود میداند.

آیات بسیاری ازقرآن کریم عالم ماده را به عنوان مظاهرقدرت الهی ازمنابع رشد فکری ووسایلی بیان می نماید که انسان را به معرفت الهی هدایت می نماید.

چنانچه درآیه (27) سوره حدید میفرماید:

ترجمه: (آنگاه بد نبال آنان پیامبران خـودرا پـیاپی آوردیم وعـیسی پســرمـریم را درپی آنان آوردیم وبه او انجیل اعطاکردیم ودردل های کسانیکه ازاوپیروی کردند رأفت ورحمت نهادیم واما ترک دنیا راکه ازپیش خود دراورده اند ما آنرابرایشان مقررنکردیم، مگربرای انکه کسب خوشنودی خداوندکنند، بااین حال آنرا چنانچه حق رعــایت آن بـود منظورنداشتند پس پاداش کسانی ازایشان راکه ایمان آورده بودند بدانها دادیم والی بسیاری ازآنها د ستخوش انحراف اند.)

باوجودیکه زنده گی پس ازمــرگ مهم تراززنده گی امروزی روی زمین است، به مسلمانان کی گفته اسـت که نسبت به دنیاونعمت هایش بینش منفی داشته ونباید اززیبایی ها ونعمات خداوندی استفاده نمایند.

طوریکه درآیه (32) سوره اعراف آمده است:

ترجمه:(ای پیامبربگوزیورهایی راکه خدابــرای بنده گانش پـدید آورده ونیزروزی های پاکیزه راچه کسی  

حـرام گردانیده،بگواین نعمت هادرزنده گی برای کسانی اســت که ایمان آورده اند وروزقـــیامت نیزخاص آنان می باشد این گونه آیات خودرا برای گروهیکه میدانند بروشنی بیان میکنیم.)

حق محرمیت ومصئونیت محیط شخصی افراد:

قرآن کریم به محرمیت وحفظ محیط افراد اذعان نموده وبحیث یک حق بشری جهت محافظت حـریم زنده گی افـراد (خواه زن یامرد) تأکید مینماید طوریکه درآیات (27-28 و58) سوره نورتصریح گردیده اسـت حق محرمیت ومصئونیت به صورت جدی  درکلام الله مجید تبلوریافته است این حق ویژه زنان ویامردان

نیست بلکه همه انسان ها میتوانند ازین حق خداداداستفاده مشروع نمایند.

 

(41)

حق محافظت ازتهمت،غـیبت وتمسخر:

قرآن کریم مصئونیت انــسان را ازتهمت بیجا،تمسخر،الـقاب توهین آمیزوغـیبت که ازجمه حقوق بشری اوبشمارمی رود صـریحاً تأکید میداردکه ســوره های (11-12 ) ســوره حجرات به پرهیزازتهمت تأکید نموده اســت.

باتوجه به وضع آسـیب پذیرزنان درعرب قبل ازاســلام، قرآن کریم تأکید بسیاردارد تاعـزت جان ومال زنان را ازهــرصد مــه درامان نگهداردوطوریکه درآیات (6-8) سـوره انعام به آن تصریح شده اسـت.

حق هجرت درشرایط مشکل وفشارهای اجتماعی:

قرآن کریم به مامی آموزاند که مسلمانان باید به خداوند (جل جلاله)  وفادارباشند نه بسرزمین خاصی.

حضرت محمد (صلی الله علیه وسلم) جهت اجراء وظیفه خویش زادگاه اصلی خود( مکه مکرمه)را ترک گفت وبه مدینه منوره هجرت نمود، رخدادمذکوریعنی هجرت ازاهمیت تاریخی ودینی خاصی درنزدمسلمانان برخورداراست.

 مهاجرت ازجاییکه درآن مسلمانان نتوانند رسالت الهی را به انجام رسانند تاعدالت رابرقرارنمایند حتمی است،طوریکه درآیات (97-100) سوره نساء آمده است:

ترجمه: ( کسانیکه برخویشتن ستمگاربودند وقــتیکه فرشته گان جانشان رامی گــیرند میگویند درچـه حال بودید،پاسخ میدهند مادرزمین ازمستضعفان بودیم،میگویند مگرزمین خدا وسیع نبود تادران مهاجرت کنید

پس آنان جایگاه شان دوزخ است ودوزخ سرانجامی بد اســت مگرآن مردان وزنان وکودکان فرودستی که چاره جویی نتوانندوراهی نیابند پس آنان فی الجمله عذردارند باشدکه خدا ازایشان درگذرد که خدا همواره خطابخش وآمرزنده است وهرکه درراه خداهجرت کند درزمین اقامت گاه های فراوان وگشایش ها خواهد یافت وهرکس به قصد مهاجرت درراه خدا وپیامبرش ازخانه اش بدرآید سپس مرگش دررسد، پاداش اوقطعاً برخداست وخدا آمرزنده ومهربان است.)

حق زنده گی خوب:

قـرآن کریم ازحق زنده گی خوب برای زنان،مردان واطفال حـمایت می نماید،زنده گی به شـرایط متعددی نیازدارد تا مطلوب مناسب برای انسان باشد طوریکه درقرآن کریم آمده اسـت این مفهوم را افاده می نماید که عـدالت لازمـه صلح وصلح لازمه انکشاف بـرای انسانها ســت بدین ترتیب فقط دریک جامعه مصئون

 

(42)

تمام حقوق اساسی بشرکه قبلاً ذکرگــردید بطوردرسـت تحقق مییابد،جامعه ایده آل اسلامی همان جامعه ایی اســت که دران تمام حقوق اســاسی بــشر بــرای انسان که درتمام مـباحث قبلی یاد شـد تحقق یابد طوریکه درقرآن کریم آمده است بنا برین درچنین جامعه ای اسلامی حقوق اساسی زیر تأمین میگردد.

آیه (15) سوره ملک میفرماید:

ترجمه: (اوکسی است که زمین را رام شما گردانیده است دراطراف وجوانب آن راه بروید وازروزی خدا بخورید،زنده شدن دوباره دردست اوست.)

حق مصئوونیت مکان های مقدس هردین ومذهب:

خداوند(جل جلاله)  درآیه (17) سوره توبه میفرماید:

ترجمه: (مشـرکانیکه به کفـرخویش گـواهی میدهـند حق ندارند مسـاجـد خـدارا باعـبادت یاتعمیروتصنیف وخـد مت آباد کنند انان اعمالشان هدروتباه اسـت اجرومزدی بکارهایـشان تعلق نمی گیردوجاودانه درآتش دوزخ مانده گارمی مانند.)

حق برگشت وسفرافرادبه مکان های مقدس:

آیه (96) سـوره آل عمران، آیه (97) ســوره مائده وآیه (95) ســوره حج اهمیت این موضوع را واضـح مــی ســـازد:

ترجمه: ( نخستین خانه ازحیث قدامت وحرمت که بادسـت انبیا جهت پرستش ونیایش صحیح خداوند یگانه برای مردم بنیان گذاری شده است،خانه ایست که درمکه مکرمه قرارداردوکعبه نام دارد وازظاهر وباطن برکت ونعمت است وازآن جاییکه قبله گاه نمازمسلمانان ومکان حج آنان یعنی کنگره بـزرگ سالانه ایشان اســت ومایه هــدایت جهانــیان اســـت.)

ودرجای دیگرمی فرماید:

تــرجمه: (خداوند کعبه یعنی بیت الحــرام ومـاه هــای حــرام وقــربانی های بی نشان ونشان داررا وسـیله ای بـــرای سامان بخشیدن به کاردنیوی واخروی مردم قرارداده اسـت این بدان خاطراســت که بدانــید که خــداوند مــطلع ازهرآن چیــزی اسـت که درآسـمان ها وزمین است وبدانیدکه خداوند همه چیزرا میداند.)

 

(43)

ودرجای دیگرمی فرماید:

ترجمه: (بیگمان کسانیکه کفرمی ورزند ومردمان را ازراه خدا که دین اسلام است ومؤمنان را ازورود به مسجدالحرام که مکه است بازمی دارند وآنرابرای همه مردمان  اعم ازکسانیکه درآن جازنده گی می کنند ویا ازنقاط دوربدان وارد میشوند یکسان حـرم امن وامان ومحل مـراسـم حج وعــمره نموده ایم هــمـچنان کسانیکه باتوسل به ظلم ازحد اعتدال خارج میشوند ودران سرزمین مرتکب خلاف میشوند عذاب دردناک به ایشان می چشانیم.)

این ها همگی میرسانند که زنان ومردان حق دارند تابه منظورزیارت وانجام امورمذهبی به مهم ترین اماکن مقدسه جهان اسلام آزادانه امابا تأمین شرایط سفررفت آمد داشته باشند.

ادامه دارد...