حقوق و وجایب زن از دیدگاه اسلام قسمت ششم - وزارت ارشاد، حج و او قاف

حقوق و وجایب زن از دیدگاه اسلام قسمت ششم

علم ودانش ازنگاه قرآن کریم:

قرآن کریم دانش را منحصربه آنچه باتعقل وحواس درک میشود نمی داند بلکه مواجهه انسان کامل را دربرابرحقیقت کامل کسب دانش می نامد

درستایش دیدگاه قرآن کریم درمورد دانش علامه اقبال می نویسد:

"هند جدید باییست بدرک وجود انسان به عنوان یک شخصیت بپردازد،وبه عنوان موجود مستقلی که تمام آثارحیات دراو آمیزش یافته است ولی آیا دانش امروزی ما توانایی آشکارسازی تمام ابعاد زندگی وشخصیت مارا دارد جواب من نه است.

روح انسان وحیات معنوی اوبدون تماس باقی مانده است نتیجه این روش دانش خرافاتی بایک پندارنُسبی ازفرهنگ وآزادی است که به آ ن خودرا می فریبیم،درعین فرهنگ مسلط خردورزی که لازمه آن تقسیم کردن وجداسازی مجملات است این تکلیف روشنفکران هند است تاآمیزش حیات معنوی انسان را به معرفی بگیرند"

منابع دانش:

براساس آموزه های قرآن کریم ،منابع متعددی برای علم ودانش معرفی گردیده است که به طورمشخص به منابع زیرتأکیدمیگردد: وحی،حس گرایی وپژوهش، تاریخ، عقل ،اندیشه وشهود یافراست که ذیلاًتوضیح میگردد:

الف- وحی:

دانشی است که خداوند(جل جلاله)  مستقیماً منبع آن است، برای مسلمانان قرآن کریم کتاب وحی وفرموده های خداوند (جل جلاله) است، که به واسطه جبرئیل امین به پیامبراکرم (صلی الله علیه وسلم) طی  (23 ) سال نازل گردید ه است.

این کتاب مقدس ترین وموفقترین منبع حقوقی ورهنمای بینظیر برای مسلمانان وعالی ترین مرجع دانش ومحکم ترین منبع صلاحیت حقوقی است.

ب- تجربه گرایی حسی(پژوهشی):

دانشی است که به وسیله حواس انسانی  قابل دریافت است، قرآن کریم به این منبع نیزتأکید بسیاردارد ودربسیاری ازموارد برای فهم مسایل بروشهای قابل درک برای حواس انسانی درطبیعت رجوع می کنند تاانسان به آگاهی لازم ازاموربرسد درحالیکه ازمثالهای طبیعت فقط به گونه نمادین نام برده شده است،به تعبیرعلامه اقبال، طبیعت درقرآن به عنوان "نشانه های خداوند(جل جلاله) "یادشده است وهمان رابطه ای را باخداوند(جل جلاله)  داردکه اعضای وجود آدمی با"خود" اودارد،اواضافه می کند:

"تماس ومطالعه علمی دقیق طبیعت مارادرتماس نزدیک باحقیقت نگاه میدارد ازین رو دید معنوی مارا برای درک عمیق ترحقایق تیزترمی سازد، دانشمندان علوم طبیعی هم مانند صوفیان وسالکانی اند که بادعا وتقوا درراه کسب معرفت می کوشند."

حیات معنوی یونان قدیم که قسمتی ازبنیادفکری تمدن غرب را می سازدبه خواری تکیه وتنها به حواس متکی بودولی قرآن حتی به "زنبوربه عنوان موجودی دارای قابلیت دریافت وحی نگاه می کند ومکرراًیادآورمی شود که خواننده به تغیرسریع باد،تحول روزوشب،ابرها،آسمان پرستاره وکرات شناوردرفضای بی نهایت توجه وتفکرنماید."

ج- تاریخ:

تاریخ به زبان قرآن"روزهای خدا" سومین منبع دانش برای آدمیان است این ازمهمترین آموزه های قرآن است که ملت ها وجوامع به طورمجموعی به خاطرگناهانشان هرچند زمانی به عذاب گرفتارمی گردند، به خاطرفهم بهتراین موضوع قرآن مکرراً وقایع تاریخی راگوشزدمی نماید وخواننده را درمعرض تجربه ودرک اعمال وعواقب اعمال گذشته گان ومعاصران بشریت قرارمی دهند.

 تعدادی ازآیات قرآنی وجوددارندکه وقایع تاریخی یادشده را ذکرمی کنند درمیان آنها دوآیه زیرنشان دهنده اهمیت یادآوری تاریخ ودرس هایی است که میشود ازآن آموخت.

خداوند(جل جلاله)  میفرماید:

ترجمه: (ودرحقیقت موسی را با آیات خود فرستادیم وبه اوفرمودیم که قوم خودرا ازتاریکی ها به سوی روشنایی بیرون آورده وروزهای خدا را به آنان یادآوری کندکه قطعاً درین یادآوری برای هرشکیبایی وسپاس گذاری عبرت هاست.)

ودرجای دیگرمی فرماید:

ترجمه: (قطعاً پیش ازشما سنت هایی بوده وسپری شده است،پس درزمین بگردید وبنگریدکه فرجام تکذیب کننده گان چه گونه بوده است.)

د- عقل:

عقل معمولاً به گونه ای ازیافته ها تأکید داردکه مبنای استد لالی وقیاسی داشته وباعرضه منطق قابل قبول یارد بوده وقابل مشاهده وتست مستقیم ومعکوس هم باشد، به قول یونانی ها ،عقل موجب تمیز آدمی ازبقیه حیوانات میگردد ولی نظربه رُوایات قرآن،(درسوره بقره درآیات 31-34)آدم نه فقط برحیوانات حتی برفرشتگان هم برتری دارد چون"علم اسماء" میدانند وفرشتگان نمی دانند.

هـ - شهود والهام:

عبارت است ازنوعی الهام بدل ودماغ انسان است همانگونه که آخذه های دید باعث میشوند چشم تصویر اشیارا به ذهن ما رهنمایی ومنتقل کنند.

به تعبیرقرآن جایگاه فراست "فواد"یا"قلب" به معنی دل آدمی است.

دانشمند خاورشناس نیکولسون درین باره میگوید:

قلبی که درمعارف دینی می آید به گونه خاصی باهمین قلب فزیکی انسان درتماس است ولی آن قلب ازعضله وخون ساخته نشده است ،اواضافه میکند:

طبیعت "قلب"بیشترعقلانی است تا عاطفی.

ازآن جاییکه توانایی درک حقیقت اشیا است وزمانیکه باایمان وعلم زیبنده شود حقیقت تمام عالم معنی دران متجلی میگردد، ازهمین جهت حضرت پیامبر(صلی الله علیه وسلم) فرمودند:

که الله (جل جلاله) گفتند:

ترجمه حدیث:( من درآسمان وزمین نمی گنجم ولی درقلب بنده ای مومن می گنجم)

باباوراینکه خداوند(جل جلاله) باتجربه شهودی وصوفیانه درک می شود.

 علامه اقبال می نویسدقلب یادل جایگاه شهود معنوی است که درکلمات زیبای جلال الدین محمد بلخی، ازنورخورشید تغذیه می کند ومارا به ابعادی ازحقیقت قریب می سازدکه باحواس وعقل قابل درک نیست.

براساس دستورقرآنی انچه رااین دل ببیند وبیابد اگردرست ترجمه وتعبیرشود هرگزخطانمی کند.

ماهرگزنباید این دل را  یک عضو اسرارآمیزوجود بپنداریم بلکه این خودنوعی برخورد وتماس باحقیقت است که حواس فزیولوژیک ومادی دران هیچ نقشی ندارد وتجربه ا یکه ازین راه حاصل میشود به همان اندازه حقیقی محکم وقابل درک است که دیگرتجربیات زنده گی ما.

لزوم کسب دانش برای زنان مسلمان:

باتوجه به اهمیت دانش دراسلام آماربلند بیسوادی درمیان مسلمانان به خصوص زنان ودختران بسیارمتناقض ودرعین حال تأثرانگیزاست.

 مشکلات عدیده ایکه جوامع امروزی مسلمانان را دربرگرفته است تعدادی ازجوامع مسلمانان دریافته اند که باییست درمحوبیسوادی بکوشند درین راه گامهایی نیزبرداشته اند امامنابع بشری واقتصادی لازم برای این  

مامول بسیارمحدوداست این مسئله بیشتردرزندگی زنان ودختران صدق می کند،چون هنوزاهمیت باسوادشدن آنها مانند مردان چنان که لازم است دانسته نشده است،باید یادآورشد که آماربیسوادی زنان به خصوص دردهات جوامع مسلمان بالاترین آماردرسراسر دنیارامیسازد.

ازآن جاییکه سوادداشتن اولین قدم برای کسب دانش است، دختران وزنان درجوامع اسلامی مسیرطولانی تری درپیش رودارند، آنها باییست اهمیت فراوانی راکه قرآن وسنت وگفتارپیامبر(صلی الله علیه وسلم) به کسب دانش میدهند را درک نمایند.

آنها بایدبدانند که کسب دانش منحصربه درسهایی نیست که درصنف های مکاتب رسمی عرضه میشود 

 بلکه ازمنابع متعددی قابل دریافت بوده وابعاد گوناگون زندگی انسان را پوشش می دهد.

آنها باید درباره تمامی منابع دانش پی برده وبرای کسب فراگیر درس باتمام توان بکوشند.

مادرعصری زندگی می کنیم که تمرکززیاد برشد وتکامل زنده گی زنان میشود،هرچند این امرحتی به وسیله تأسیسات فعال امورزنان نیزبه خوبی درک نشده است که رشد مورد نظرازدوجنبه مهم برخورداراست:

درونی وبیرونی وبه تعبیری تکامل مادی ومعنوی.

تکامل اولی به اصلاح پندارزن ازخودش وآزادی اوازترس واحساس معصیتی است که دردل می پروراند وتکامل دومی برشد ابعاد قابل لمس زنده گی زنان مانند: توانمندی اقتصادی،صحی،تحصیلی ...           وغیره می باشد.

بدون شک رشد زنان درعرصه های آنچه مامادی ورشد بیرونی نامیدیم بسیارمهم است ودرجامعه انسانی نیازبه تلاش های بسیاری است که این قشرمحروم را ازتبعیض رهایی بخشد امارشد امورمادی (بیرونی) به تنهایی نمی توانداعتمادبه نفس وخودآگاهی رادرزنان تحکیم بخشد.

آنهاباید قادرگردندتازنجیرهای نامرئی احساسی وروانی رادردرون خویش بگسلند که همچون سدی برسر راه خود آگاهی وتوانمندی معنوی ایشان قدراست کرده است.

باید درخاطره ها زنده گردد که زنانی مانند حضرت خدیجه (رضی الله تعالی عنها)،حضرت بی بی عایشه صدیقه(رضی الله تعالی عنها) ،رابعه بصری (یک زن نامدارصوفی) دراوایل اسلام وغیره درفرهنگ اسلامی پرورش یافته اند.

البته دنیای اسلام بعداًمتأثرازفرهنگ مردسالارانه ای که  تاحال باقی ماندوکوششی برای تشویق آموزش وپرورش زنان به خصوص درعلوم دینی صورت نگرفت به این معنی که منابع مهمی که مبنای فکری اسلام را می سازد:

مانند قرآن،سنت،حدیث وفقه عموماً به واسطه دانشمندان مسلمان که همه مردبوده اند درابعاد متفاوت فلسفی،دینی،عقلی،اجتماعی وصحی زنان به توضیح گرفته شده است.

بسیارقابل تعجب است که زنان درجامعه اسلامی تاهنوزاین وضع را پذیرفته اند،درحالیکه نمی دانند ازچه حقوق بشری اسلامی که درعالی ترین سطح ممکن عرضه شده است.

درجامعه مردسالاری،بی بهره شده  ومحروم مانده اند اینکه بدانند این برآن ها ازطرف خداوند(جل جلاله) داده شده است نه ازجانب کدام دستگاه کشوری وبین المللی.

دختران وزنان مسلمان باییست ساختار رفتاری واخلاقی اسلام رادرک نمایند که برای این مامول باید بدانند،تعالیم قرآن چیست و حضرت پیابر(صلی الله علیه وسلم)  چگونه این تعالیم را جنبه عملی بخشید.

قابل یادآوریست که مبحث حقوق بشروحقوق زن درپاکستان توسط دوگروه حاکم که درتقابل قراردارند رهبری می شودازبعضی جهات،هردوی این گروه هارا میشود"افراطی"خواند.

گروه اولی کسانی اندکه خودرامتصدیان اسلام میدانند ومبنای فکری شان تنگ نظرانه وتحت الفظی ازواژه های حقوقی درمنابع اسلامی است.دومین گروه کسانی اندکه خودرا متصدیان وپاسداران "حقوق زنان" قلمدادمی کنند ودیدگاهایشان باهیچ دینی مطابقت ندارد به خصوص باتعالیم والای اسلام.

مرورمختصری ازتاریخ پاکستان نشان میدهد که گروه اولی همواره هرنوع نگاه منتقدانه ای بررفتارهای عنعنوی  که اسلامی خوانده می شود را مردود می شمارد،این گروه باهرتلاشی  برای تغیرنقش زنان مخالفت کرده وحرکت های حقوقی زنان را به عنوان بزرکترین تهدید بریک پارچه گی وهم بستگی نظام خانواده های مسلمان میدانند. کسانیکه ازگروه دوم نماینده گی می نمایند عموماًروشی را اختیار کرده اند که چه ازنظرتیوری وچه ازنظرعملی غیرقابل توجیه است.

ازآنجاییکه قرآن کریم تمامی حقوق زنان را تضمین می کند وبیشترجمعیت این کشوربدون توجه بروش های عملی شان همه مسلمان وباورمند به اصول اسلامی اند.اصراراین گروه براینکه:اسلام نباید شامل مبحث تأمین حقوق زنان درین کشورباشد کاملاً پوچ ومیان تهی است اگرکسی بپذیرد یاخیر،اسلام که هویت واصل وجودی این کشوروملیون ها ساکنین  این سرزمین را می سازد ازاول راه وبه صورت غیر قابل  اجتناب،شامل این گفتگو است.

درحقیقت اسلام سرچشمه ای است که ریشه تمام عوامل ومتغیرهای جوامع اسلامی را درخود می پروراند این موضوع تقریباً درتمامی مسائل موجود درجوامع اسلامی قابل دریافت است.

دیدگاه اسلام درموردهرپدیده ممکن اجتماعی،فرهنگی،حقوقی،سیاسی،اقتصادی....وغیره قسمت بسیاراساسی هرگفتگویی را احتوا می کند.

این حقیقتی  است که هیچ حرکتی نمی تواند ازآن چشم بپوشد اما اسلام مانند هردین ومذهب دیگرگاهی مورد سؤاستفاده قرارگرفته وبه عنوان ابزاری برای محدود ساختن حقوق بشری انسان چه به عنوان فرد وچه به عنوان گروه بکاررفته است که اگربدرستی آموزه های آن دراختیارعامه گذاشته می شد خودبزرکترین تضمین کننده حقوق انسان به شمار می رفت.

 اگردختران وزنان مسلمان خودرا باتعالیم،دانش وعمل اسلامی آراسته سازند به چنان قدرت بزرگی دست مییابند که میتوانند وسیله تأمین حقوقشان قرارگیرند به گونه مثال:

قرآن کسب دانش را برای هرفرد مرد وزن مسلمان ضروری توصیه میکند،این امرخود کافی است که مانه تـــنها مـجوزدانش اندوزی د خــتران رافـــراهــم آوریم بلکه درســهولــت وتــشویق این مــامـول نیزبکوشیم.

چنانچه خداوند(جل جلاله) درین مورد میفرماید:

تــرجمه:(مــردان رابــهره ای اســـت ازآنچه بدست آورند وزنان را بهره ای اســـــت ازآنچه بــدست آورند)

یک مسئولیت بسیارخطیربرای زنان مسلمان،حق کاروبدست آوردن مزدوداشتن استقلال اقتصادی است که برمبنای این د ستورقرآنی می شود بنا کرد.

بنابراین زنان ومردان دریک ردیف برمبنای دساتیرقرآنی مکلف به آموزش علم وتحصیلات مفید اند که بتواند آنهارامتکامل ومفید به جامعه ودرعین حال آنهارا راهنمایی باشد درجهت ایمان وعمل صالح که هم ازراه یافتگان خداباشند وهم دررشد وترقی جامعه اسلامی نقش بارزی را ایفا نمایند.

                                                                                        ادامه دارد........